شفقت و عدل و احسان و جانبدارى از خير و خوبى و سعادت خواهى واقعى براى بشريت و اينكه مصداق اين آيه باشد : « لَقَدْ جائَكُمْ رَسولٌ من أنْفُسِكُمْ عَزيزٌ عَلَيْه ما عَنِتُّمْ حَريصٌ عَلَيْكُمْ . . . » .
8 . چه بدبخت است بشر كه هميشه در منزل خودخواهى باشد و چه بدبختتر آن كه عالم باشد ولى خودپرست و حيوان و اسير پول و قدرت و زور .
چه بدبخت است انسان كه در اين جهان زندگى كند و با اينكه خود را عالم و عاقل مىداند جهان را ابله و احمق و خطاكار بداند ، به نظام احسن و اكمل و اتقنى قائل نباشد ، مصداق « الَّذينَ اذا اصابَتْهُمْ مُصيبَةٌ . . . » نباشد ، زبان حالش « فَصَبْرٌ جَميلٌ وَا لله الْمُسْتَعانُ عَلى ما تَصِفونَ » نباشد .
9 . خلاصهء سخن : رجوع شود به ورقهء « هجرت معنوى »
آدميت
تن آدمى شريف است به جان آدميت
نه همين لباس زيباست نشان آدميت
اگر آدمى به چشم است و دهان و گوش و بينى
چه ميان نقش ديوار و ميان آدميت
خور و خواب و خشم و شهوت شغب است و جهل و ظلمت
حيوان خبر ندارد ز جهان آدميت
به حقيقت آدمى باش و گرنه مرغ باشد
كه همى سخن بگويد به زبان آدميت
اگر اين درنده خويى ز طبيعتت بميرد
همه عمر زنده باشى به روان آدميت
رسد آدمى به جايى كه به جز خدا نبيند
بنگر كه تا چه حد است مكان آدميت