بعد خود اقبال مىگويد .
بناى فرهنگ جديد بر ملت پرستى است :
بعد خود اقبال مىگويد :
« فرهنگ و تمدن جديد كه بر خودخواهى ملت پرستى بنا شده ، به گفته اين نويسنده تيزبين ( سعيد حليم پاشا ) صورت ديگرى از توحش است . » .
ص 182 :
اسلام نه ملىگرى نه استعمار است بلكه نوعى جامعهء ملل است :
« به نظر من چنان مىرسد كه خداى متعال رفته رفته اين حقيقت را بر ما آشكار مىسازد كه اسلام نه ملىگرى است و نه استعمار ، بلكه جامعهء مللى است كه مرزهاى مصنوعى و تمايزات نژادى را براى تسهيل شناسايى قبول دارد ، نه براى آنكه عمق ديد اعضاى اين جامعه را محدود سازد . » .
نگرانى اقبال از توسعهء ملىگرى :
ص 186 :
« انديشه نژادى كه اكنون بيش از هر زمان ديگر با نيرومندى در جهان اسلام كار مىكند ، ممكن است بالاخره وسعت نظر انسانى را كه ملتهاى مسلمان از دين خود فراگرفته بودند محو كند . »
اقبال و اجتهاد - طرز تفكر اسلامى درباره ابديت و تغيير
. ابديت و تغيير و نقش اجتهاد :
ص 169 :
« اجتماعى كه بر چنين تصورى از واقعيت بنا شده باشد بايد در زندگى خود مقوله هاى ابديت و تغيير ( 1 ) را با هم سازگار كند ، بايستى كه براى تنظيم حيات اجتماعى خود اصولى ابدى دراختيار داشته باشد چه
هامش
( 1 ) . رجوع شود به ورقه هاى « احياء تفكر اسلامى » ص 6 .