حركت در ساختمان اسلام ، خطابه هفتم آيا دين ممكن است ؟ .
سه منبع معرفت .
سه منبع معرفت در قرآن :
تجربه درونى ، تاريخ ، طبيعت :
ص 147 :
« تجربه درونى تنها يك منبع معرفت بشرى است . به مدلول قرآن دو منبع ديگر معرفت نيز هست كه يكى از آن دو تاريخ است و ديگرى عالم طبيعت . » .
ملىگرى يا مليت پرستى :
اقبال و مليت .
ص 162 :
« رشد ملىگرى ارضى با تأكيدى كه درباره امرى دارد كه به نام مشخصات ملى خوانده مىشود بيشتر به آن جهت گرايش داشته است كه عامل پردامنه انسانى را در هنر و ادبيات اروپايى بكشد . در اسلام مسأله كاملًا صورت ديگرى داشته است ( وحدت اصل بشرى ) . در اينجا فكر وحدت نه صورت يك مفهوم فلسفى داشته و نه به صورت يك رؤياى شاعرانه بوده است . اسلام همچون نهضتى اجتماعى ، اين فكر را عامل زنده اى در زندگى روزانه مسلمانان قرار داده و از اين راه به آهستگى و به شكلى نامحسوس آن را به ثمر رسانيده است . » .
كليت اسلامى :
در ص 178 مىگويد از قول سعيد حليم پاشاى تركيه اى رهبر حزب اصلاح دينى :
« همان گونه كه رياضيات انگليسى يا نجوم آلمانى يا شيمى فرانسوى وجود ندارد اسلام تركى يا عربى يا ايرانى يا هندى نيز وجود ندارد .
درست به همان گونه كه كليت حقايق علمى انواع گوناگون فرهنگهاى علمى ملى به وجود مىآورد كه همه روى هم رفته معرفت بشرى را نمايش مىدهند ، به همان طريق كليت حقايق اسلامى نيز سبب پيدا شدن كمال مطلوبهاى گوناگون ملى و اخلاقى و اجتماعى مىشود . »
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 236
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٣٦