دين خراب كن .
10 . رجوع شود به سخنرانى 12 از سال اول جلسهء ماهانه تحت همين عنوان « احياء فكر دينى » .
ملك الشعراء بهار قصيده اى دارد كه در سال 1304 شمسى به مناسبت رشادتهاى رضاشاه در چند سالهء قبل از سلطنت در دشت گرگان و لرستان كه منتهى به سلطنت شد سروده . در آنجا نيز موضوع مجدد سده و هزاره را تذكار كرده است تحت عنوان « جزر و مد سعادت » . جلد اول ص 373 :
خوانديم در دفاتر و كرديم امتحان
كز بعد هر غمى بود آسايشى نهان
چون شب تمام گردد روزى شود پديد
چون بگذرد بليه رفاهى شود عيان
تاريخ روزگار سراسر بخوانده ام
ز ايران و روم و مشرق و مغرب يكان يكان
قرنى دو چون گذشت به بدبخت كشورى
پيدا شود ز غيب يكى صاحب قران
گويند به هر الف برآيد الف قدى
خود راست است و نيست خم و پيچى اندر آن
چون نقشهاى گنجفه در طالع ملل
پشت هم اوفتاد گهى سود و گه زيان
در هر قمار سود و زيان با تناسب است
وندر حيات جامعه پيداست اين نشان
درياست زندگانى اقوام و اندر او
پيوسته جزر و مد سعادت بود عيان
حقيقت اين است كه زندگانى درياست و سعادت جزر و مد دارد اما نظير بازى گنجفه ( كه ظاهراً بر خلاف نرد به شانس و تصادف بسته است نه به علم و مهارت ) نيست . اساساً نام قمار نمىتوان روى آن گذاشت ، چون در قمار بيش از هر چيزى تصادف دخالت دارد و