آيههاى مستقل به حساب آوردهاند . زيرا « طه » با رءوس آيههاى بعد شبيه است ، گو اينكه مثل « صاد » ، « قاف » و « نون » كه شبيه « باب » و « نوح » هستند ، به اسامى مفرد ، شباهتى ندارند .
لغت :
عمد : اين كلمه اسم جمع است و به معناى « عُمد » مىباشد . مفرد آن « عمود » و « عماد » است . بنا بر اين « عمد » اسم جمع و « عُمد » جمع است .
اعراب :
الَّذِي أُنْزِلَ
: ممكن است در محل رفع و مبتدا يا معطوف بر
« آياتُ الْكِتابِ »
باشد يا اينكه در محل جر و معطوف بر « الكتاب » است .
الحق : خبر مبتداى محذوف . يعنى « هو الحق » و اگر « الذى » مبتداست « الحق » خبر آن است .
مقصود :
المر
: در بارهء تفسير اين حروف ، در آغاز سورهء بقره ، گفتگو كرده و عقايدى كه در بارهء آن اظهار شده است ، بيان كردهايم . برخى گفتهاند : يعنى « انا اللَّه اعلم و ارى » ( منم خداوند كه ميدانم و مىبينم . )
تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ :
ابن عباس و حسن گويند : يعنى اين سوره ، همان آيات قرآنى است كه وعدهء نزول آنها داده شده است . نه دروغ و افتراست و نه سحر .
مجاهد و قتاده گويند : مقصود از « كتاب » تورات و انجيل است . يعنى : اين اخبارى كه براى تو نقل كردم ، آياتى است از تورات و انجيل و كتابهاى پيشين . منظور از « آيات » نشانههاى شگفت انگيزى است كه خدا را به انسان مىشناسانند و نشان مىدهند كه : از همه عيبى منزه است و مبرى !
وَ الَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ :
اين قرآنى كه بر تو نازل شده ، حق است ، پس به خدا پناه ببر و بر طبق آن رفتار كن . بنا بر عقيدهء ابن عباس و حسن ، براى قرآن كريم ، دو صفت آورده شده : يكى اينكه : قرآن ، كتاب است و ديگرى اينكه : از جانب خداوند