ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ :
تفسير اين جمله را قبلا بيان كردهايم .
هر گاه منظور ، تسلط و اقتدار خداوند بر عرش باشد ، آوردن كلمهء « ثم » - كه بر تأخير و مهلت ، دلالت دارد - بخاطر اين است كه : تا عرشى وجود نداشته باشد ، تسلط و اقتدار خداوند ، نسبت به آن ، مفهومى ندارد . اگر چه اصل قدرت خداوند ، ازلى و ابدى است ، لكن تعلق قدرت ، بر مخلوقات ، هنگامى قابل تصور است كه : مخلوقات ، به زيور هستى آراسته شده باشند و آفريدگار بزرگ ، آنها را خلق كرده باشد .
وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ :
خداوند ماه و خورشيد را رام گردانيد تا موجودات عالم و انسانها از وجود آنها نفع ببرند .
كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى :
هر يك از آنها ، تا وقتى معين ، در حركت خواهند بود . اين وقت ، روز قيامت است كه دنيا فانى مىشود و خورشيد تيره و ماه تاريك و ستارگان كدر ميشوند . اين معنى از حسن است .
ابن عباس گويد : منظور از « وقت معين » درجات و منزلهاى ماه و خورشيد است :
خورشيد داراى 180 منزل است كه روزى يك منزل را طى مىكند و همين كه به آخر رسيد ، از سر مىگيرد . ماه نيز داراى 180 منزل است كه شبى يك منزل ، طى مىكند و همين كه به آخر مىرسد ، از آنجا تجاوز نكرده ، از سر مىگيرد . ( توجه داشته باشيد كه خورشيد حركت مارپيچى دارد و گفتهء ابن عباس با هيأت جديد ناسازگار است ) .
يُدَبِّرُ الْأَمْرَ :
خداوند متعال ، تدبير امور آسمانها و زمين و ديگر مخلوقات را از روى حكمت و مصلحت ، بر عهده دارد .
يُفَصِّلُ الْآياتِ :
آيات را به تفصيل و بدنبال يكديگر ، براى مردم بيان مىكند ، تا بهتر بتوانند در بارهء آنها بينديشند . يا اينكه منظور از آيات ، عجائب عالم خلقت است كه هر يك به جاى خود و جداى از ديگرى در معرض تماشاى آدميان قرار دارد و توجه ايشان را به خود جلب و آنها را بتفكر و تأمل وادار مىكند .
لَعَلَّكُمْ بِلِقاءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ :
تا شما بروز قيامت و زنده شدن مجدد ، يقين و ايمان پيدا كنيد و بدانيد كه : خدايى كه بر اين كارها قادر است ، قدرت دارد كه شما را