لعمرك : مبتدا . خبر آن محذوف است . يعنى « لعمرك قسمى » زجاج گويد :
در باب قسم فعل حذف مىشود و در اينجا خبر ، زيرا معلوم است . مثل « باللَّه لافعلن كذا » يعنى : « احلف باللَّه . . . »
مقصود :
اكنون در پيرامون آمدن فرشتگان ، نزد لوط ( ع ) و اطلاع وى از هلاك قوم ، مىفرمايد :
فَلَمَّا جاءَ آلَ لُوطٍ الْمُرْسَلُونَ قالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ مُنْكَرُونَ
: هنگامى كه فرشتگان بسوى قوم لوط ، آمدند ، لوط به آنها گفت : شما مردمى عجيب و غريب هستيد . علت اين بود كه آنها با چهرههايى زيبا و كم نظير بسوى لوط رفته بودند و اين مطلب ، براى وى تعجب آميز بود .
برخى گويند : واقع اين است كه لوط آنها را نشناخته بود و ميل داشت آنها را بشناسد تا آرامش قلبى پيدا كند .
قالُوا بَلْ جِئْناكَ بِما كانُوا فِيهِ يَمْتَرُونَ
: گفتند : هنگامى كه تو آنها را از عذاب خدا مىترسانيدى ، آنها در بارهء آن شك مىكردند . اكنون همان عذاب را بر ايشان نازل كردهايم .
وَ أَتَيْناكَ بِالْحَقِّ وَ إِنَّا لَصادِقُونَ
: و با عذابى كه يقينى و حق است ، نزد تو آمدهايم و آنچه مىگوئيم ، راست و حقيقت است .
برخى گويند : يعنى امر خدا را آوردهايم و ترديدى نيست كه امر خداوند ، حق است .
فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّيْلِ
: بعد از آنكه بيشتر شب ، گذشت و كمى از آن باقى ماند ، با اهل خويش از شهر بيرون رو .
وَ اتَّبِعْ أَدْبارَهُمْ
: و مراقب آنها باش ، تا ببينى كه احدى از آنها از عذاب الهى نجات نمىيابند .
وَ لا يَلْتَفِتْ مِنْكُمْ أَحَدٌ
: و هيچ يك از شما نبايد به پشت سر خود و شهر التفات