تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
شب ، با خانواده‌ات از شهر بيرون برويد و مراقب آنها باش و هيچ يك از شما به شهر التفات نكند و به جايى كه مأموريد ، برويد . اين خبر را به لوط اعلام كرديم كه : بامدادان آخرين افراد اين قوم ، هلاك خواهند شد . اهل شهر ، در حالى كه يكديگر را نويد مىدادند ، بخانهء لوط شتافتند . لوط گفت : اينان مهمان منند ، مرا رسوا نكنيد و از خدا بترسيد و مرا خوار نسازيد . گفتند : آيا ترا از پناه دادن مردم ، نهى نكرديم ؟ گفت : اينان دختران منند ، اگر به ازدواج تمايلى داريد . بجان تو سوگند ، آنها در مستى خود ، سرگردانند .

لغت :

اسراء : شب روى . « سرى يسرى سرى و اسرى يسرى اسراء » داراى يك معنى هستند . امرء القيس گويد :
سريت بهم حتى تكل مطيهم * و حتى الجياد ما يقدن بارسان
يعنى : آنها را به شب بردم تا مركبهاى ايشان خسته شد و مركبهاى نيكو را با بندها مىكشيدند . قطع : گويا اين كلمه ، جمع قطعه است . اتباع : پيروى و اقتدا . ضد آن ابتداع است . ادبار : جمع دبر ، يعنى پشت سر . چنان كه قبل يعنى پيش‌رو . گاهى اين دو كلمه را به معناى فرج به كار مىبرند . دابر : اصل . بقول بعضى يعنى : آخر عمر : عمر . لكن در مورد قسم فقط عمر به كار مىرود . بيشتر قسم را به صورت « لعمرى و لعمرك » به كار مىبرند .

اعراب :

أَنَّ دابِرَ هؤُلاءِ
: در محل نصب و بدل از « ذلك الامر » كه تفسير آن است . ممكن است حرف جر از آن حذف شده باشد . مصبحين : حال يستبشرون : حال