به من داده - در وقت عصيان و نافرمانيش از من باز دارد ؟
« فَما تَزِيدُونَنِي غَيْرَ تَخْسِيرٍ »
يعنى با اين گفتارتان كه مىگوييد « آيا ما را از پرستش آنچه پدرانمان مىپرستيدهاند ، باز ميدارى » بر من چيزى نيفزائيد جز آنكه دربارهء شما به زيان كارى حكم كنم ، و ابن اعرابى گفته : يعنى اين سخن چيزى جز زيانكارى بر شما نيفزايد ، و برخى گفتهاند : معناى اين جمله آنست كه اگر من پيشنهاد شما را بپذيرم ( و دست از دعوت خويش بر دارم ) مانند كسى هستم كه بخسران و زيانكارى خود بيفزايد .
« وَ يا قَوْمِ هذِهِ ناقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً »
اى مردم اين شتر خدا است كه آن را براى شما معجزه قرار داده زيرا آن را از دل سنگى بيرون آورده تا شما آن را با اين اوصاف مشاهده و ديدار كنيد و به همان گونه كه درخواست كرديد از كوه بيرون آمد . و شتر مزبور حامله بود و روزى كه نوبت آبشخور او بود همهء آب قريه را مىخورد و حيوان ديگرى با او بر سر آب نمىآمد ، و روزى كه نوبت او نبود همهء مردم و حيوانات از آن آب استفاده ميكردند ، و اين خود بزرگترين معجزه بود ، و از اعراب لفظ « آية » حال از جملهء
« ناقَةُ اللَّهِ »
است يعنى اگر در نبوت من شك و ترديد داريد اين شتر معجزهء من است ، و اينكه آن را به « اللَّه » خدا نسبت داد از باب شرافت آن است چنانچه گويند « بيت اللَّه » .
« فَذَرُوها تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللَّهِ »
پس او را در حال چرا واگذاريد و اين معنى روى آن است كه جملهء
« تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللَّهِ »
را از نظر اعراب « حال » بگيريم و محلا منصوب بدانيم و ممكن است آن را جملهء مستأنفه بگيريم و بنا بر اين معنى چنين مىشود كه آن شتر در زمين خدا ميچرد و گياه و علف مىخورد . . .
« وَ لا تَمَسُّوها بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذابٌ قَرِيبٌ »
و به دو آسيبى از زخم و قتل و غيره نرسانيد كه اگر چنين كرديد به عذاب زود رس خدا دچار ميگرديد .
« فَعَقَرُوها »
پس يكى از آنها آن شتر را پى كرد و ديگران نيز بدان عمل