تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
پدرى پير و سالخورده است پس يكى از ماها را بجاى او برگير ، و اين حرف را به صورت خواهش و استدعا گفتند چون ميدانستند او مستحق بازداشت است از اينرو خواهش كردند تا از روى شفقت نسبت به پدر پير و سالخورده‌اش ديگرى را بجاى او بازداشت كند ، و با اين لحن گفتند تا بلكه حسّ ترحم او را تحريك كرده و از اين راه استفاده كنند . و « كبيراً » به معناى بزرگى در سن است ، و بعضى گفته‌اند : يعنى در قدر و مقام بزرگ است و فرزند چنين شخص بزرگى را نبايد بازداشت كرد .
« إِنَّا نَراكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ »
و ما تو را از كسانى مىبينيم كه بمردم نيكى مىكنى ، و يا نسبت بما در پيمانه و كشيدن آذوقه احسان كردى و كالاى ما را بازگرداندى و از ما ميهمانى كردى و اكنون نيز اين انتظار را داريم كه مانند گذشته بما احسان كنى . و معناى سوم آنست كه اگر اين خواهش ما را بپذيرى بما نيكى كرده‌اى ! يوسف نيز در جواب آنها گفت :
« مَعاذَ اللَّهِ أَنْ نَأْخُذَ إِلَّا مَنْ وَجَدْنا مَتاعَنا عِنْدَهُ »
يعنى پناه به خدا مىبرم كه بىگناه را بجرم گناهكارى بازداشت كنم ، و اينكه فرمود : « مگر آن كس كه متاع خود را نزد او يافته‌ايم . . . » و نه فرمود « مگر آن كس را كه دزدى كرده » جهتش آن بود كه خواست سخن خلافى نگفته باشد و از دروغ احتراز كند .
« إِنَّا إِذاً لَظالِمُونَ »
يعنى اگر اين كار را بكنيم ستمكار خواهيم بود ، و اين جمله دليل است بر اينكه مؤاخذهء بىگناه بجرم گناهكار ظلم و ستم است و هر كس اين كار را بكند ستمكار و ظالم است ، و خداى تعالى نيز هرگز چنين نخواهد كرد و از ظلم و ستم منزه و مبرا است .
« فَلَمَّا اسْتَيْأَسُوا مِنْهُ »
و چون برادران از يوسف مأيوس گشتند كه درخواستشان را در مورد آزاد كردن ابن يامين بپذيرد .
« خَلَصُوا نَجِيًّا »
با يكديگر خلوت كردند و بشور پرداختند كه با اين ترتيب آيا بدون ابن يامين بنزد پدر بازگردند يا همگى در مصر بمانند . و اين تعبير از الفاظى است كه در قرآن به كار رفته و گذشته از اينكه در حدّ اعلاى فصاحت است با كوتاهترين