اينجا به همين معنا است .
دأب : به معناى عادت است ، و « دأب فى عمله » يعنى در كار خود جديت و كوشش كرد .
غوث : منفعتى است كه پس از شدت احتياج بيايد و سختى را بر طرف كند . و « غيث » نيز بارانى است كه در وقت حاجت بيايد . و « غيث » به معناى گياهى كه از باران ميرويد نيز آمده است .
تفسير :
در اينجا خداى سبحان وسيلهء نجات يوسف را بيان فرموده كه وقتى گشايش كار او نزديك شد شاه مصر خوابى ديد كه سبب هراس او گرديد و تعبير آن خواب نيز بر قوم او سخت شد و جريان را خداوند اين گونه بيان فرموده :
« وَ قالَ
الْمَلِكُ إِنِّي أَرى سَبْعَ بَقَراتٍ سِمانٍ »
يعنى پادشاه مصر كه همان وليد بن ريان بود و عزيز مصر وزير او بود گفت : من در خواب هفت گاو چاق ديدم .
« يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجافٌ »
كه هفت گاو لاغر ديگر آنها را ميخوردند ، و گاوهاى چاق چنان در شكم گاوهاى لاغر جا گرفتند كه چيزى از آنها را نديدم .
« وَ سَبْعَ سُنْبُلاتٍ خُضْرٍ »
و باز در خواب هفت خوشهء سبز ديدم كه دانه بسته بود .
« وَ أُخَرَ يابِساتٍ »
و هفت خوشهء خشك ديگر ديدم كه آنها را چيده بودند ، و اين خوشههاى خشك بدور خوشههاى سبز پيچيده شد بطورى كه آنها را از بين برد .
« يا أَيُّهَا الْمَلَأُ »
اى بزرگان . و بعضى گفتهاند : ساحران و كاهنان را جمع كرد و خواب خود را براى آنان گفت ، و آنها را مخاطب ساخته گفت : اى بزرگان .
« أَفْتُونِي فِي رُءْيايَ إِنْ كُنْتُمْ لِلرُّءْيا تَعْبُرُونَ »
آنچه را من در خواب ديدم تعبير كنيد و حكم اين جريان را براى من بازگوئيد .
« قالُوا أَضْغاثُ أَحْلامٍ »
كلبى گفته : يعنى آنها گفتند : اين خوابهاى باطل است .
و قتاده گفته : يعنى خوابهاى آشفته است ، يعنى خوابهاى دروغى است كه تعبير ندارد .