تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
« وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ »
و شايد سينه‌ات از آنچه ميگويند و از آزار و تكذيب آنها تنگ شود .
« أَنْ يَقُولُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ جاءَ مَعَهُ مَلَكٌ »
از ناراحتى يا از ترس آنكه ميگويند چرا گنجى از مال بر او فرود نيايد ، يا چرا فرشته با او نيايد كه بنفع او گواهى دهد ، و منظور از لفظ « لعل » ( شايد ) شك و ترديد نيست ( چنانچه ظاهر معناى اين لفظ است ) بلكه منظور نهى و بازداشتن آن حضرت است از ترك تبليغ و دستور بأداى رسالت او است ، چنانچه ما به كسى كه فرمانبردار است ولى ديگران او را بنافرمانى ما ميخوانند مىگوييم : شايد تو بخاطر گفتار فلانى دستور ما را انجام نميدهى . . . و اين كلام بخاطر آن است كه ديگران را از همراه ساختن اين شخص با خود مأيوس گردانيم . و بنا بر اين معناى آيه اين است كه آنچه را به تو وحى شده وامگذار و بخاطر سخنان اينان دلتنگ نشو .
« إِنَّما أَنْتَ نَذِيرٌ وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ »
كه فقط تو بيم دهنده‌اى و خدا بر هر چيز نگهبان است كه بدان نفع رساند و زيان را از آن دور گرداند .
« أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ »
يعنى بلكه اينها ميگويند پيغمبر قرآن را از پيش خود ساخته و آورده است ، و برخى گفته‌اند جمله‌اى در اينجا در تقدير است و معنى چنين است : آيا اينان تو را دربارهء قرآن تكذيب كنند يا گويند تو آن را بدروغ بر خدا بسته‌اى ؟ . . .
« قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَياتٍ »
اى محمد باينان بگو : اگر چنانچه شما مىپنداريد پس ده سوره با اين نظم و فصاحتى كه قرآن دارد بياوريد ، زيرا قرآن به زبان شما نازل شده و من هم در ميان شما بزرگ شده‌ام . . . و اگر نتوانستيد اين كار را بكنيد پس بدانيد كه قرآن از نزد خداى تعالى است . و اين جمله صريح است در اينكه آنان را بمبارزه طلبيده و دليل بر اين است كه جهت اعجاز قرآن همان فصاحت و بلاغت آن در اين ترتيب مخصوص است ، و وجه اعجاز جز اين نبوده و گرنه معنى نداشت كه در مورد افتراء و دروغ بستن آن مردم را بمبارزهء خويش دعوت كند ، زيرا