را روى مصلحت تا روز قيامت بتأخير اندازد .
« لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ »
در ثواب و عقاب هر كس شتاب ميكرد . و برخى گفتهاند : يعنى كار مؤمنان و كافران را بتمامى يكسره ميكرد و مؤمنان را نجات داده و كافران را هلاك و نابود ميكرد .
« وَ إِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مُرِيبٍ »
يعنى كافران در وعده و وعيد خدا در شك و ترديد سختى هستند . و برخى گفتهاند : يعنى قوم موسى در مورد نبوت آن حضرت در شك و ترديد بودند .
« وَ إِنَّ كُلًّا »
و محققاً همهء منكران و مخالفان ، و برخى گفتهاند : يعنى تمامى هر دو دسته از تصديق كنندگان و تكذيب كنندگان . . .
« لَمَّا لَيُوَفِّيَنَّهُمْ رَبُّكَ أَعْمالَهُمْ »
يعنى پروردگار تو جزاى اعمال آنها را بطور كامل ميدهد ، اگر خير است جزاى خير و اگر شرّ است جزاى همان را خواهد داد .
« إِنَّهُ بِما
يَعْمَلُونَ خَبِيرٌ »
كه وى براستى نسبت به اعمال شما و سزاى آنها دانا است و چيزى بر او مخفى و پوشيده نيست .
« فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ »
اى محمد بر موعظه و بيم دادن و تمسك بطاعت حق و امر و دعوت بدان پايدار باش ، و استقامت : همان اداى مأموريت و رساندن آن و جلوگيرى از منهيات الهى است چنانچه در قرآن مأمور بدان شده بود .
« وَ مَنْ تابَ مَعَكَ »
ابن عباس گفته : يعنى كسانى هم كه به پيروى از تو از شرك و بت پرستى بازگشتهاند بايد استقامت ورزند و پايدارى كنند چنانچه مأمور هستند ، و ديگرى گفته : يعنى كسى كه بسوى خدا و پيغمبرش بازگشته و متوجه شده بايد استقامت ورزد ، يعنى مؤمنان نيز بايد پايدارى كنند ، و قول ديگر آن است كه : تو بايد نسبت بأداى رسالت استقامت ورزى و مؤمنان نيز در مورد قبول و پذيرش آن استقامت داشته باشند .
« وَ لا تَطْغَوْا »
يعنى با كم و زياد كردن آن از امر و فرمان خدا تجاوز نكنيد كه از حد استقامت خارج شويد ، و جبائى گفته : يعنى نعمت و آسايش شما را بطغيان وادار