يتيم است - . « 1 »
« لَهُمْ فِيها زَفِيرٌ وَ شَهِيقٌ »
زجاج گفته : « زفير » و « شهيق » نام صداى افراد غمگين و محزون است . و « زفير » : به نالهء شديد و بد صدا گويند مانند ابتداى صداى الاغ ، و « شهيق » نالهء سخت و بلند را گويند همانند آخر صداى الاغ . و ابن عباس گفته :
منظور ناله و آه حسرت و نفس بلند و گريهء ممتد مىباشد .
« خالِدِينَ فِيها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ »
در تأويل اين آيه در دو
هامش
( 1 ) - و خلاصهء اشكالى كه موجب انحراف جمعى گشته و وسيلهاى بدست جبريان داده و ديگران از آن پاسخ گفتهاند و مصنف نيز بطور اجمال باشكال و جواب مزبور اشاره فرموده اين است كه :
بعضى به ظاهر اين آيه تمسك جسته و گفتهاند : اينكه خداوند مردم را به دو دسته شقى و سعيد تقسيم كرده و اشقياء را اهل دوزخ و سعداء را اهل بهشت دانسته است دليل بر اين است كه جمعى در همين دنيا به حكم خداوند شقى هستند و جمعى ديگر سعيد و خوشبخت هستند و حكم خداوند قطعى و غير قابل تخلف است ، پس آن كس كه شقى است در همين دنيا به حكم خداوند و بطور اجبار شقى است و آن كس كه سعيد است نيز همين گونه است ، و بدنبال اين مطلب آن همه حرفها و سخنها گفتهاند تا آنجا كه بحديث معروف
« الشقى شقى فى بطن امه و السعيد سعيد فى بطن امه »
نيز در اينباره تمسك جسته و به نظر خودشان مطلب را مسلم گرفتهاند .
و خلاصهء پاسخى كه مصنف و ديگران دانشمندان بزرگوار از اين سخن دادهاند آنست كه ظرف حكم خداوند قيامت است نه دنيا و خبرى كه خداوند از شقاوت و سعادت آنها داده و حكمى كه در اينباره فرموده - اگر چه به صورت ماضى است - اما ظرف آن آينده است و چون سر انجام و مآل كار و اعمال و كردار مردم طورى است كه آنها را بشقاوت و سعادت ميكشاند خداى تعالى هم اكنون حكم بشقاوت و سعادت و يا بتعبير ديگر خبر از شقاوت و سعادت آنها داده است چنانچه شما كودكى را كه پدرى پير و فرتوت دارد حكم به يتيمى و بى پدرى او ميكنيد و از وى به يتيم تعبير ميكنيد و منظور اين نيست كه هم اكنون يتيم است بلكه منظور اين است كه با اين وضعى كه او در پيش دارد به زودى يتيم خواهد شد ، و معناى كلام رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - نيز همين است كه شخص مرتكب اعمال زشت آيندهاش شقاوت و اهل دوزخ است . . . و البته خوانندگان محترم براى تحقيق بيشتر بايد بكتابهاى مفصلى كه در اينباره نوشته شده از آن جمله بتفسير شريف - الميزان و يا ترجمهء آن در تفسير همين آيه مراجعه كنند و شرح بيشتر از وضع پاورقى ما خارج است و اينمقدار هم براى توضيح كلام مصنف رحمه اللَّه تعالى بود .