2 - جبائى گفته : يعنى هيچيك از شما بمال و اساس زندگى خود كه در شهر دارد توجه نكند .
3 - ابن عباس گفته : يعنى هيچكداميك از شما خاندان باز نماند .
4 - اين جمله دستورى بود بدانها كه وقتى صداى سقوط و ويرانى را شنيدند بدان توجه نكنند .
« إِلَّا امْرَأَتَكَ »
بعضى گفتهاند : آن زن همراه لوط رفت ولى چون صداى سقوط قريه را شنيد فرياد زد ، « وا قوماه » كه ناگهان سنگى آمد و او را كشت . و ديگرى گفته :
اين جمله استثناء از اصل دستور بود يعنى بجز زنت را كه او را با خود نبر .
« إِنَّهُ مُصِيبُها ما أَصابَهُمْ »
كه همان عذابى كه بمردم ميرسد به او هم خواهد رسيد و بدين ترتيب بوى دستور دادند او را در شهر بگذارد .
« إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ أَ لَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ »
همين كه فرشتگان به لوط خبر دادند كه اينها هلاك ميشوند لوط از شدت دلتنگى و خشمى كه نسبت بدانها داشت بفرشتگان گفت :
هم اكنون اينها را نابود كنيد ، فرشتگان در جوابش گفتند : موعد نابودى اينها صبح است . . و جملهء بعدى را كه گفتند : « آيا صبح نزديك نيست » براى دلدارى لوط گفتند .
و از اين جمله استفاده مىشود كه خداى سبحان هر كه را بخواهد نابود كند در همان زمانى كه برايش معين كرده نابود مىكند اگر چه حوصلهء ديگران بسر رسيده باشد ( و شتاب نابودى او را بخواهند ) و ممكن است جهت اينكه صبحگاه را موعد هلاكت آنان مقرر فرمود ، آن باشد كه چون نفوس در آن وقت آمادهترند و مردم گرد همديگرند .
« فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا »
در معناى اين جمله هم چند وجه گفتهاند :
1 - همين كه فرمان ما دربارهء هلاكت قوم لوط بفرشتگان آمد .
2 - همين كه عذاب ما آمد كه روى اين معنى « فرمان » و « امر » خدا همان نفس عذاب بوده .
3 - همين كه دستور ما به عذاب آمد .
« جَعَلْنا عالِيَها سافِلَها »
يعنى آن قريه را زير و رو كرديم زيرا خداى تعالى