براى سائل و محروم حقّى قائلاند ( به محرومين كمك مالى مىكنند ) . ( 19 ) و روى زمين براى اهل يقين نشانههايى است .
( 20 ) و در وجود خود نيز نشانههاى روشنى از خداوند است چرا نمىبينيد ؟ ( 21 ) و در آسمان ، هم روزى شماست و هم آنچه كه وعده داده شدهايد . ( 22 ) پس به خداى آسمانها و زمين سوگند كه آنچه وعده داده شدهايد حق است درست مثل آنچه كه شما سخن مىگوئيد . ( 23 ) آيا هيچ داستان ميهمانان ارجمند ابراهيم را به تو رسيده است ؟ ( 24 ) آنگاه كه بر او وارد شده و سلام كردند و او هم سلام گفت : درحالىكه زير لب مىگفت : ناشناسند . ( 25 ) و سپس محرمانه نزد اهل خود شده گوسالهاى چاق و بريان حاضر كردند . ( 26 ) آن را نزديكشان برد و گفت : چرا نمىخوريد ؟
( 27 ) در اينجا بود كه ( ابراهيم از كار آنها بدش آمد ) و در باطن احساس نوعى ترس كرد آنها گفتند : مترس ، و او را به فرزندى دانا بشارت دادند ( و آرامش ساختند ) . ( 28 ) همسرش درحالىكه جمعى با او بودند نزديك آمد و به صورت خود زد و گفت : آيا من بچّهدار مىشوم درحالىكه پيرزنى نازا هستم . ( 29 ) گفتند : آرى ، پروردگارت اينچنين خواسته
القرآن الكريم ( ترجمه قرآن با الهام از نظريات علامه طباطبائى ) ( فارسى ) — صفحة 843
مساهمون: كتاب الله تبارك وتعالى
ص٨٤٣