( 29 ) و ما به داوود ، سليمان را عطا كرديم كه چه بندهء خوبى بود و بسيار بازگشتكننده ( به ما ) بود . ( 30 ) به يادش آور كه وقتى اسبانى نيك بر او عرضه شد . ( 31 ) و گفت :
من علاقهء به اسبان را بر ياد خدا برتر قرار دادم تا خورشيد غروب كرد ( 32 ) آنها را به من برگردانيد و چون برگردانند سر و گردنهايشان را نشان كرد تا وقف راه خدا باشند . ( 33 ) ما سليمان را هم بيازموديم و جسد بىجان ( فرزندش ) را بر تختش افكنديم پس به سوى ما متوجّه شد . ( 34 ) و گفت : پروردگارا مرا بيامرز و به من سلطنتى بده كه سزاوار احدى بعد از من نباشد البته تو بخشندهاى . ( 35 ) پس ما به او سلطنتى داديم كه دامنهاش حتّى باد را هم گرفت و باد هرجا كه او مىخواست بوزد به نرمى مىوزيد . ( 36 ) و نيز شيطانها را كه يا بنّا و يا غوّاص بودند رام او كرديم . ( 37 ) و امّا بقيّهء آنها را در غل و زنجير كرديم .
( 38 ) اين است بخشش ما به هركس خواهى ببخش و از هركه خواهى دريغ نما چون بخشش ما بىحساب است . ( 39 )
القرآن الكريم ( ترجمه قرآن با الهام از نظريات علامه طباطبائى ) ( فارسى ) — صفحة 734
مساهمون: كتاب الله تبارك وتعالى
ص٧٣٤