تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( ترجمه قرآن با الهام از نظريات علامه طباطبائى ) ( فارسى ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
بعد از سه روز بانگ آسمانى ، ستمگران را در بر گرفت و همگى به صورت جسدهايى بىجان درآمدند ( 67 ) گويى اصلا در اين شهرها ساكن نبودند پس مردم آگاه بدانند كه قوم ثمود ، پروردگار خود را كفران كردند و هان ، مرگ بر قوم ثمود باد ( 68 ) فرستادگان ما در سر راه خود نزد ابراهيم آمدند تا به او مژده دهند كه به زودى فرزند دار مىشود نخست سلام كردند و ابراهيم جواب سلام را داد و چيزى نگذشت كه گوساله‌اى چاق و بريان برايشان حاضر ساخت . ( 69 ) ولى وقتى ديد دستشان به سوى غذا دراز نمىشود آنان را ناشناس يافت و از آنان احساس ترس كرد ، فرستادگان ما گفتند : مترس ما به سوى قوم لوط براى كيفر فرستاده شده‌ايم ( 70 ) همسرش كه در آن حال ايستاده بود ( به مجرد اينكه حيض شد ) او را به ولادت اسحاق و بعد از اسحاق به ولادت يعقوب بشارت داديم ( 71 ) گفت : واى بر من ! آيا من بچّه آورم با اينكه پيرزنم و اين شوهر به سنّ پيرى رسيده به راستى اين مژده عجيب است ( 72 ) فرشتگان گفتند : آيا از فرمان خدا در شگفتى ؟ رحمت خدا و بركات او شامل شما