تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( ترجمه قرآن با الهام از نظريات علامه طباطبائى ) ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
من از اين عمل تو ، كراهتى ندارم چون اگر مرا بكشى هم بار گناهان مرا به دوش مىكشى و هم بار گناهان خودت را و درنتيجه از اهل آتش مىشوى و سزاى ستمكاران همين آتش است ( 29 ) پس از وسوسه‌هاى پىدرپى شيطان ، به تدريج دلش براى كشتن برادرش رام شد و او را بكشت و درنتيجه از زيانكاران شد . ( 30 ) پس خداوند زاغى را فرستاد تا با منقار خود ، زمين را بكند ( و چيزى را در آن پنهان كند ) و به او نشان دهد چگونه بدن برادرش را در زمين پنهان سازد ( قابيل ) گفت : واى بر من كه آنقدر ناتوان بودم كه نتوانستم مثل اين كلاغ باشم و بدن برادرم را در خاك پنهان كنم ؟ آن وقت از جمله پشيمان‌شدگان گرديد . ( 31 ) به خاطر همين ماجرا بود كه به بنىاسرائيل اعلام كرديم كه هركس يك انسان را بكشد بدون اينكه او كسى را كشته و يا فسادى در زمين كرده باشد مثل اين است كه همهء مردم را كشته و هركسى يك انسان را از مرگ نجات دهد مثل اين است كه همه را از مرگ نجات داده و بااينكه رسولان ما براى بنىاسرائيل معجزاتى روشن آوردند با اينحال بسيارى از آنها بعد از آن‌همه پيامبر ، در روى زمين