تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( ترجمه قرآن با الهام از نظريات علامه طباطبائى ) ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
تا آن مردم در آن سرزمين هستند ما هرگز داخل آن سرزمين نخواهيم شد و اگر چاره‌اى جز گرفتن آن سرزمين نيست تو خود با پروردگارت برويد و با آنان بجنگيد ، ما همين جا نشسته‌ايم ( 24 ) موسى عرضه داشت : پروردگارا من تنها اختيار خود و برادرم را دارم و نمىتوانم اين قوم را به اطاعت فرمان تو ناگزير سازم پس بين من و اين مردم عصيانگر جدائى بينداز ( 25 ) خداى تعالى فرمود : به جرم اين نافرمانيشان اين سرزمين مقدّس تا چهل سال بر آنان ممنوع شد درنتيجه چهل سال در بيابان سرگردان خواهند بود و تو براى اين قوم عصيانگر هيچ اندوه مخور . ( 26 ) اى محمّد ! داستان دو پسران آدم ( هابيل و قابيل ) را كه داستانى است حق براى مردم بيان كن كه هر دو براى نزديك شدن به خدا چيزى را قربانى كردند قربانى يكى از آن دو ( هابيل ) قبول شد و از ديگرى ( قابيل ) رد شد و او به آن‌كه قربانيش قبول شده بود گفت : من تو را خواهم كشت او گفت : خداى تعالى قربانى را از مردم باتقوا مىپذيرد ( 27 ) و تو اگر دست خود را به سوى من دراز كنى كه مرا بكشى من هرگز دست خود را به سويت دراز نخواهم كرد ( تا تو را بكشم ) زيرا من از خداى جهانيان مىترسم . ( 28 )