در ظلم به مردم كوتاهى نكردند و به زور به آنها چيزى را تسليم كردند كه از آن متنفر بودند .
( 1 ) و امام اشاره كرد به قول : « صبر او بر پيشامدها » . او اشاره مىكند به گفتهء عمر بن خطّاب كه بيعت ابو بكر را به عنوان يك پيشامد ( فلته ) توصيف كرد كه خدا مسلمين را از شرّ آن حفظ نمود . بنا بر اين امام على امير المؤمنين عليه السلام نسبت به اين پيشامد صبر كرد كه خود آن را تذكر مىدهد و مىگويد : « در حالى كه در چشمم خاشاك و در گلويم استخوان بود » - بر حد تعبير او - و آن به دليل ترس او از نابودى كلمهء اسلام و شكست وحدت مسلمانان بود ، زيرا مسلمانان هنوز نزديك به زمان جاهليت بودند و قواى دشمن منتظر شكاف بين مسلمانان براى حمله به اسلام بودند . بنا بر اين ، اين موضوع است كه امام على امير المؤمنين عليه السلام را وادار كرد كه نسبت به غاصبان خلافتش صبر كند .
ثالثا ، امام عليه السلام پيش خدا و مسلمين قول داد كه اگر عهدهدار خلافت شود سياستش بر اساس عدل خالص خواهد بود تا سيرهء جدّش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را براى مردم برگرداند ، و اينكه او براى اركان حكومتى افراد صالحى را كه از خداى متعال بترسند و دنبال امر آخرت باشند انتخاب كند . اگر امام عهدهدار خلافت مسلمين شود تمام اين اهداف بزرگ را تحقق مىبخشد .
رابعا ، امام عليه السلام از طريق غيب خبر داد كه عهدهدار خلافت نمىشود و مردم از حكومتش متنعّم نمىشوند و او در جامعه و جفر كه از ودايع نبوّت است و در آنها علوم اولين و آخرين تا روز قيامت هست خوانده است كه خلافت به او نمىرسد و اينكه ولايتعهدى به او داده شده خدعه و نيرنگى از طرف مأمون است .
حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 467
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٤٦٧