( 1 )
74 . حسن بن عباس معروفى
او از امام رضا عليه السلام روايت نموده و از او على بن محمد روايت كرده است . « 1 »
( 2 )
75 . حسن بن على بن فضّال
غلام تيم الرباب ، اهل كوفه و مورد اعتماد . نجاشى گويد كه ابو عمرو گفت كه فضل بن شاذان گفت : در محلهء ربيع و در مسجد ربيع نشسته بودم قرآن مىخواندم نزد قاريى كه او را اسماعيل بن عباد مىگفتند ، گروهى را ديدم كه با هم نجوا مىكنند . يكى از آنها گفت : مردى در جبل است كه او را ابن فضّال مىگويند . عابدترين كسى است كه من ديده يا شنيدهام . او به سوى صحرا خارج مىشود پس به سجده مىرود ، پرندهها مىآيند روى او مىنشينند . گمان مىكنى كه آن لباس يا خرقه است . حيوانات وحشى اطراف آن مىچرخند و از او نمىترسند و چه بسا با او انس مىگيرند ، و اينكه لشكر دزدان مىآيند و مىخواهند غارت كنند يا قومى را بكشند ، وقتى شخص او را مىبينند در دنيا پراكنده مىشوند و مىروند يعنى از او مىترسند . فيض گفت :
گمان كردم اين مرد از زمان اول بوده است ، كمى بعد از آنكه من با پدرم - رحمه اللّه - نشسته بوديم در محلهء ربيع ، مردى پير آمد خوشرو و خوشاندام كه پيراهنى مايل به زردى پوشيده بود با ردايى زرد ، و در پايش كفش سبز رنگى بود . پس بر پدرم سلام كرد . پدرم بلند شد و او را تعظيم نمود و گرامى داشت . پس از آن خواست به نزد ابن عمير برود ، گفتم : كيست اين شيخ ؟
پس گفت : او حسن بن على بن فضّال است . گفتم : اين آن شخص عابد فاضل
هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ص 382 .