( 1 )
انحراف مردم از على ( ع )
على بن الحسن بن على بن فضّال از پدرش روايت كرده است كه گفت : از امام رضا عليه السلام پرسيدم دربارهء امير المؤمنين عليه السلام كه چگونه مردم از او به ديگرى متمايل شدند و حال اينكه فضل او را مىشناختند و سابقه و مكانت او را نزد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله مىدانستند ؟
امام عليه السلام فرمود : « آنها از او به غير او ميل پيدا كردند در حالى كه فضل او را مىدانستند براى اينكه او از پدرانشان و اجدادشان و برادرانشان و عموهايشان و داييهايشان و نزديكانشان آنهايى كه مخالف خدا و رسولش بودند عدهء زيادى را كشته بود و به اين خاطر كينهء او را به دل داشتند و دوست نداشتند كه بر آنها حكومت كند ، و در دلشان از ديگرى چنين چيزى نبود زيرا او در جهاد نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مثل امير المؤمنين نبود . پس به همين خاطر از او بريدند و به غير او ميل كردند . »
همانا امام امير المؤمنين عليه السلام نزديكان و دوران را به خاطر خدا كشت و با شمشيرى كه به آن اسلام را به پا داشت سران مشركين را درو كرد .
بنا بر اين جان آنان از بغض و حسادت نسبت به آن حضرت پر گشت پس ، از او روى برگرداندند و ديگرى را حاكم خود نمودند .
( 2 )
سكوت امام على ( ع ) از گرفتن حقش
هيثم بن عبد اللّه رمانى روايت كرده است : از على بن موسى الرضا عليه السلام سؤال كرده گفتم : اى پسر رسول خدا ، خبر بده به من از على بن ابى طالب عليه السلام براى چه با دشمنانش بيست و پنج سال مبارزه نكرد بعد