تمام كردهام و هيچ پولى ندارم تا به منزلم برسم . از تو خواهش دارم كه مرا به وطنم بازگردانى . وقتى به منزلم رسيدم ، آنچه را كه تو به عنوان صدقه به من دادهاى ، از طرف تو به فقيرى مىدهم .
( 1 ) امام به آن مرد فرمود : « بنشين ، خداى من به تو خير دهد . » سپس امام رو به مردم كرد و با آنان سخن گفت تا متفرق شدند و كسى جز سليمان جعفرى و حيثمه باقى نماند . امام اجازهء ورود به خانهاش را داد . او وارد شد و در را بست و گفت : « خراسانى كجاست ؟ » خراسانى نزد او حاضر شد و امام ( ع ) به او فرمود : اين دويست دينار را بگير و براى رفع احتياج خود صرف كن و آن را از طرف من به عنوان صدقه به فقير مده .
آن مرد با خوشحالى آنجا را ترك كرد ، زيرا لطف خداوند و امام معصوم شامل حال وى شده بود .
سپس سليمان جعفرى رو به امام كرد و پرسيد : فدايت شوم ، شما مقدار زيادى پول به آن مرد بخشيدى ، در حالى كه صورتت را پوشاندى .
( 2 ) حضرت در جواب او گفت : اين كار را از اين جهت انجام دادم كه مبادا آثار پستى و شرمندگى در صورتش ببينم ، چون ممكن است نيازش را بر طرف كرده باشم . مگر نشنيدهاى اين حديث پيامبر اكرم ( ص ) را كه فرمود : « كسى كه در خفا عمل حسنهاى انجام دهد ، مانند كسى است كه هفتاد حج بموقع انجام داده است . » آيا نشنيدهاى بيان شاعر را كه مىگويد : « وقتى براى حاجتى نزد وى ( پيامبر اكرم ) آمدم ، مرا با آبرو به خانه برگردانيد . » « 1 »
3 . نمونهاى ديگر از بخشش و كرم امام رضا عليه السّلام اين بود كه دستور داد تا لذيذترين غذاها را در سينى بگذارند و به فقيران بدهند و اين آيه را قرائت فرمود : « بلكه او براى گردنه كوشش نمىكند » « 2 » . سپس فرمود : خدا
هامش
( 1 ) بحار الانوار ، ج 12 ، ص 28 .
( 2 ) بلد / 11 .