( 1 ) جهاد در زمان امام عادل به دستور او يا نايب خاصش كه براى انجام جهاد تعيين كرده است واجب مىشود . كسى كه در راه جهاد كشته شود شهيد است و حكم شهيد بر او جارى است ، پس با لباسش دفن مىشود و غسل داده نمىشود .
اما كسى كه براى مالش و اثاثيهاش و جانش بجنگد و كشته شود براى او اجر شهيد است ، پس غسل داده شده و كفن مىشود .
امام عليه السلام فرمود : « و حلال نيست كشتن احدى از كفار در دار التقيه ، مگر قاتل يا ياغى ، و اين وقتى است كه تو بر جان خودت يا گرفتن اموال مردم از مخالفين و غير آنها نترسى . »
و اما كفارى كه در حمايت اسلام هستند خونشان محترم است و شرايط آنها محفوظ است و موقعيتشان درست مانند موقعيت مسلمانان است . كافر اين امنيت را وقتى از دست مىدهد كه كشندهء شخص محترمى باشد يا در برابر حاكم شرعى مملكت متمرد باشد .
و همين طور حرام است خوردن اموال مخالفين و غير آنها ، زيرا اسلام حامى اموال مردم است همان طورى كه حامى خون و آبروى آنهاست .
( 2 ) امام عليه السلام فرمود : « و تقيه در دار التقيه واجب است ، و گناهى نيست بر كسى كه قسم مىخورد از روى تقيه تا بدان وسيله ظلمى را از خود دفع كند . »
اما تقيه شرعى شد در زمانى كه حكام ستمگر همهء امكاناتشان را عليه ائمهء اهل بيت عليهم السلام و شيعيان آنها به كار گرفتند . براى مثال ، در زمان مشرك شرير ، معاوية بن ابو سفيان شخص ترجيح مىداد او را كافر و زنديق بنامند تا پيرو امير المؤمنين على عليه السلام . اين رويّه را ملوك بزرگ اموى و عباسى به همان روشى كه پسر هند كافر عمل كرده بود ادامه دادند . اگر حكمت ائمهء طاهرين و ملزم كردن شيعيان به تقيه نبود ، ياد اهل بيت باقى نمىماند .
حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 296
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٢٩٦