( 1 )
صدور فرمان قتل امام كاظم ( ع ) توسط هارون
هارون فرمانرواى مستبد به سندى يا غير از او از دولتمردانش كشتن امام را واگذار كرد و او زهرى كشنده در خرما قرار داد و امام را مجبور كرد كه آن را بخورد . امام مقدارى از آن را خورد و سندى گفت : بيشتر بخور .
امام به او نگاه كرد و گفت : همين مقدار براى اينكه نياز تو را برآورده سازد كافى است . « 1 »
سم تمام بدن امام را فرا گرفت و او از درد به سختى رنج مىبرد و جلادان بىرحم امام را محاصره كرده بودند . سندى همراه امام بود و كلمات زشتى به آن حضرت گفت و از ارائهء كمكهاى اوليه به او جلوگيرى كرد تا هر چه زودتر از بين برود .
در طول آن دوران وحشت ، امام زندگى محنتزا و فلاكتبارى داشت زيرا سم تمام اعضاى بدنش را از كار انداخته بود و سندى و مأمورانش قداست و مقام شامخ او را مورد اهانت قرار داده بودند .
( 2 )
امام به رفيق اعلى مىپيوندد
زهر به تمام قسمتهاى بدن امام كاظم عليه السّلام اثر كرده بود و او در سختى درد رنج مىبرد ، بنابراين سندى را احضار كرد و از او خواست كه غلامش را كه در خانهء عباس بن محمد بود بياورد و او بود كه امام را شست و بدنش را كفن كرد . سندى از امام براى كفن كردن بدنش اجازه خواست اما
هامش
( 1 ) حياة الامام موسى بن جعفر ، ج 1 ، ص 499 - 500 .