مىكنم .
( 1 ) پس تو فهميدى كه من مطيع و دوستدار آنانم و از غير آنها نافرمان و بيزارم .
اى على الرضا ، من آن محبتى را كه در قلب گرمم براى تو جمع كرده بودم به سويت فرستادم .
تو ايمان منى ، ايمان من تويى و قلب من براى تو است ، در اينجا عشق تو ثابت و پايدار است .
من فكر نمىكنم به شفاى قلب بيمارم جز از طريق تو ، و به بهبودى جراحت دلم جز از طريق تو .
من آرزو مىكنم كه مىتوانستم گنبد طلايى تو را ببينم و آن زمين محبوب را ببوسم .
اگر براى من مشكل است كه تو را در بيدارى ببينم ، پس مرا در خواب ببين و عطشم را با ديدنت فروبنشان .
حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 119
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص١١٩