تكاليفى كه در اين باره تعيين فرمودهاند و البته ما را به نتيجه مطلوب مىرساند ، مراجعه كنيم .
نصوصى كه از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله دربارهء معرّفى راه راست و طريق بىخطر در دست است ، و واجب است در آن راه گام برداريم ، و از آن دستورها پيروى كنيم ، ما را از اين كه سرگردان باشيم ، و به جستجو بپردازيم ، رهايى مىبخشد و بىنياز مىكند ، زيرا اضافه بر حديث تمسّك به ثقلين ، كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله كتاب و عترت را با هم حدّ فاصل ، و مرز ميان هدايت و كفر معرّفى فرموده است ، حديث ديگرى نيز از آن حضرت صلّى اللّه عليه و إله وارد است ، كه عبارت آن ، از حديث ثقلين صريحتر و مفسّر آن است ، و آن حديث اين است كه فرمود صلّى اللّه عليه و إله :
« ألا انّ مثل أهل بيتى فيكم ، مثل سفينة نوح من ركبها نجا ، و من تخلّف عنها غرق « 1 » » يعنى : « مثل اهل بيت من در ميان شما ، مثل كشتى نوح است ، هر كس بر آن سوار شد رستگارى يافت ، و هر كس تخلّف ورزيد غرق شد » طبرانى اضافه كرده است : « و انّما مثل أهل بيتي فيكم ، مثل باب حطّة في بني اسرائيل من دخله غفرله « 2 » » يعنى : « جز اين نيست ، كه مثل اهل بيت من در ميان شما ، مثل باب حطّه در بنى اسرائيل است ، كه هر كس وارد آن شد آمرزيده شد » و صراحت اين حديث درباره اين كه ، راه سالم و بىخطر كدام است بىنياز از شرح و توضيح مىباشد ، زيرا نجات و رستگارى ، منوط به پيروى از آنها ، و نابودى و غرق در امواج گمراهييها نتيجه تخلّف از آنان بيان شده است .
حديث ديگرى نيز در اين باره از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله وارد است ، كه فرمود : « النّجوم أمان لأهل الأرض من الغرق ، و أهل بيتي أمان لامّتي من الإختلاف في الدّين ، فإذا خالفتها قبيلة من العرب اختلفوا فصاروا حزب إبليس « 3 » » . يعنى : « ستارگان ، پناه و امان اهل زمين از غرقند ، و اهل بيت من امان و پناه امّتم از اختلاف در دين مىباشند ، و هر گاه گروهى يا قبيلهاى از عرب مخالفت آنها كند ، دچار اختلاف شود ، و حزب شيطان گردد . »
هامش
( 1 ) - حاكم : در ص 151 جزء 3 از صحيح مستدرك ، به اسناد خود از ابى ذرّ ، آن را روايت كرده است .
( 2 ) - طبرانى در اوسط از ابى سعيد ، آن را روايت كرده است . و اين حديث هيجدهمين ، از اربعين پنجم از كتاب « الأربعين حديثا » تأليف نبهانى است ص 216 .
( 3 ) - حاكم در جلد 3 ص 149 مستدرك خود ، آن را از ابن عبّاس روايت كرده و گفته است : اسناد اين حديث صحيح است ، جز اين كه مسلم و بخارى آن را روايت نكردهاند .