بروز مجادلات مذهبى ، و توسعه مباحثات كلامى ، و اظهار تعصّبات افتراقانگيز شكاف اختلاف وسعت و تعميق يافته است ، و با اعمال شدّت و خشونت در ميان اصحاب مذاهب ، بالاخره كار به تفسيق و تكفير و مباح كردن خون و كشتار يكديگر انجاميده است ، چنان كه تاريخ ، اين ماجراهاى تلخ را براى ما بيان مىكند .
اضافه بر اينها حكومتهاى وقت نيز همواره آتش اختلافات مذهبى را دامن زدهاند ، و اين نعرههاى شوم را هرچه بيشتر برانگيختهاند و ميدان را براى بدانديشان و كينهتوزان آماده مىكردهاند ، تا اينها بتوانند با پخش سموم خود عوامل تفرقه را تغذيه و تقويت كنند ، و در نتيجه امّت اسلام به اين مسائل و مشكلات سرگرم شود ، و از توجّه به دستگاه حاكمه و مفاسد اعمال و تبهكاريهاى اندوهبار آن بازماند ، و دولتمردان بىدغدغه خاطر از حسابرسى ملّت ، همچنان به كامجويى و عيش و نوش خود ادامه دهند .
6 اكنون ممكن است پرسش شود ، كه چرا شيعه تنها به مذهب اهل بيت عليهم السّلام پاىبند است ، بدون اين كه اعتنايى به مذاهب ديگر اسلامى داشته باشد ؟
اعتقاد ما اين است ، كه پاسخ اين پرسش روشن است ، و نيازى به بسط كلام ، و ارائهء دليل ندارد . زيرا انسان بنابر فطرت خود هنگامى كه براى وصول به مقصد ، در پيش روى خويش ، طرق مختلف و راههاى متعدّدى را مىبيند ، راهى را كه سالمتر و خطر آن كمتر است ، برمىگزيند ، تا رسيدن به هدف ، و پيروزى و رستگارى را در پايان راه ، براى خود تأمين كرده باشد ، و البته بر او لازم است ، پيش از آنكه به راه افتد نيك بينديشد ، و راهى را كه اختيار كرده شناسايى كند ، كه مبادا در حركت خود به جانب مقصود ، اشتباه گام بردارد . طبيعى است در اين هنگام اگر نتواند راهها را از يكديگر بازشناسد ، و طريق سالمتر را تشخيص دهد ، به كسى كه اين راهها را دانا و آشناست مراجعه مىكند ، ما شايد در اين مورد اختلافى نداشته باشيم كه راهى را كه دانا و آشناى طريق دين ، به ما نشان داده و واجب است در آن راه گام برداريم ، و راهنمايى و ارشاد او را ، تا به آخر به كار بنديم ، همان مقام رسالت و برانگيزنده اوست ، و وظيفه ماست در هر موقع كه از شناخت امورى كه فهم آن براى ما ضرورى است ، درمانيم . به راهنماييها و دستورها و
الامام الرضا ( ع ) تاريخ و دراسة ( تحليلى از زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 36
مساهمون: محمدجواد فضل الله
ص٣٦