شخص متعلم را مقلد گويند .
ظاهر اين است كه اشاره به همين دو صنف باشد حديث شريف مروى در اصول كافى عن النبي صلَّى اللَّه عليه و آله قال : لا خير في العيش الا لرجلين : عالم مطاع ، أو مستمع واع « 1 » .
يعنى : خير و بركتى در عمر و زندگانى احدى نيست مگر دو كس : اول شخص عالم بامور ثابته در دين كه مطاع بوده باشد ، يا سزاوار و شايسته اين بوده باشد كه ديگران مطيع او بوده باشند . و ثاني : كسى كه از اين شخص عالم أخذ كند امور دين خود را ، و محافظت نمايد آن را از سهو و نسيان و عمل به مقتضاى آن نمايد .
مجملا اين قدر كه بر مكلفين لازم است كه امور دين خود را اخذ كنند از شخص عالم به امور دين محل تشكيك و مكان ريب نيست . لكن عمده در اين مقام فحص و بحث در طلب و معرفت آن شخص است .
در أوايل اصول كافى از مخزن اسرار الهى جناب امام جعفر صادق عليه السّلام در تفسير طعام مذكور در آيه شريفه * ( فَلْيَنْظُرِ الإِنْسانُ إِلى طَعامِه ) * « 2 » مروى است كه فرموده : علمه الذي يأخذه عمن يأخذه « 3 » .
حاصل معنى اين حديث شريف آن است كه مراد از طعام در آيه شريفه علمى است كه محتاج اليه اين شخص است ، پس معنى آيه بنابراين آن است كه لازم است بر انسان كه تامل و فحص و بحث نمايد در حال شخصى كه امور دين خود را از آن شخص أخذ مىنمايد ، بعد از فحص و بحث اگر مشخص او شد
هامش
« 1 » اصول كافى ج 1 / 33 ، حديث 7 .
« 2 » سوره عبس : 24 .
« 3 » اصول كافى ج 1 / 49 - 50 .