بسوى عباد ، و او مندرج خواهد بود در تحت عموم حديث سابق كه عالمى كه از علم او نفع عايد بندگان خداوند عز شأنه شود بهتر است از هفتاد هزار عابد .
و همچنين أمينى خواهد بود از جانب سرور أنبياء صلوات اللَّه عليه و آله بسوى امت . پس اين شخص فايز خواهد بود به عطاياى الهيه و مثوبات غير متناهيه .
و اگر العياذ باللَّه از أهل آن نبوده باشد ، يا به مقتضاى تشهى نفس گفته باشد چنين شخص خائن است در دين مبين ، و مفترى است به خلاق آسمان و زمين و جعال و كذاب است به جناب سيد المرسلين عليه و على آله آلاف التحية من رب العالمين .
كفايت مىكند در سوء حال او آيه كريمهء * ( فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى الله كَذِباً ) * « 1 » يعنى : كيست ظالمتر از كسى كه افتراء مىزند به خداوند عالم جل شأنه ، استفهام انكارى ابطالى است .
يعنى : چنين كسى ظالم بلكه ظالمتر از او نخواهد بود در عالم ، اين مضرتى است فوق كافهء مضار ، و مفسده ايست أعظم از كل مفاسد ، چگونه چنين نباشد و حال آنكه مستوجب لعن خالق آسمان و زمين ، و مستحق طعن ملايكه مقربين خواهد بود .
چنانچه همين مطلب مصرح به است در بسيارى از أخبار معتبره صادره از حجج الهيه جلت عظمته مرويه در كتب معتبره .
شيخ برقى در كتاب محاسن « 2 » ، و ثقة الاسلام در أوايل اصول كافى « 3 » ، و همچنين
هامش
« 1 » سوره اعراف : 37 .
« 2 » محاسن شيخ برقى ص 205 ، ح 60 .
« 3 » اصول كافى ج 1 / 42 ، ح 3 .