مجملا از جميع آنچه مذكور شد متحقق مىشود كه بر قاطبه مكلفين لازم است در زمان غيبت امام عليه السّلام أخذ مسائل و أحكام دين خود را از مجتهدين أخذ نموده باشد .
لكن لازم نيست از خود مجتهد بى واسطه أخذ نمايد ، بلكه اين ممكن نيست بلكه از واسطه عادل نيز أخذ مىتوان نمود . مشخص است كه أخذ جميع مسائل بلا واسطه از مجتهد نسبت به قاطبه أشخاص ممكن نخواهد بود .
چنانچه در عصر أئمه عليهم السّلام نيز چنين بود كل شيعيان را ممكن نبود كه أخذ مسائل نموده باشند از امام عليه السّلام ، عرض مىكردند در اين باب اذن از حضرت صادر مىشد كه رجوع نمايد به فلان شخص ، مثل أبي بصير الاسدى ، چنانچه شعيب عقرقوفى عرض كرد خدمت جناب امام جعفر صادق عليه السّلام بسيار مىشود كه محتاج مىشوم در مسائل از كه سؤال كنم ؟ فرمودند : سؤال كن از أبا بصير الاسدى « 1 » .
و همچنين محمد بن مسلم چنانچه روايت شده از عبد اللَّه بن أبى يعفور كه گفته : من عرض كردم خدمت جناب حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام ممكن نمى شود در هر ساعت مشرف شدن خدمت شما و مىآيند از من سؤال مىكنند و گاه است جواب آنچه را كه سؤال مىكنند نمىدانم ، جواب فرمودند : در چنين حالت سؤال كن از محمد بن مسلم به درستى كه محمد بن مسلم مسائل بسيارى از والد بزرگوارم أخذ كرده است « 2 » .
و همچنين زكريا بن آدم چنانچه روايت شده از علي بن مسيب كه گفته :
من عرض كردم خدمت جناب امام رضا عليه السّلام كه منزل من دور است در هر زمان
هامش
« 1 » اختيار معرفة الرجال شيخ طوسى ج 1 / 400 حديث 291 .
« 2 » اختيار معرفة الرجال ج 1 / 383 ح 273 .