التزام حصول تطهير به احجار در اين صورت أبعد از سابق است .
بلى چيزى كه در اين مقام مىتوان گفت : اين است كه حكايت انصارى مروى در كافى نيز هست ، و از آنجا ظاهر مىشود انحصار استنجاء در آن وقت قبل از فعل آن شخص انصارى .
روى ثقة الاسلام في الصحيح عن جميل بن دراج عن أبي عبد اللَّه عليه السّلام قال في قول اللَّه عز و جل * ( « إِنَّ الله يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ » ) * « 1 » قال : كان الناس يستنجون بالكرسف و بالاحجار ، ثم أحدث الوضوء و هو خلق كريم فأمر به رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله و صنعه و أنزل اللَّه في كتابه * ( إِنَّ الله يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ ) * « 2 » .
ظاهر اين است كه مراد از وضوء في قوله « ثم أحدث الوضوء » استنجاء به آب باشد ، پس ظاهر ترجمه حديث اين است : عادت مردم چنين مطرد شده بود كه استنجاء به كهنه و احجار مىكردند ، بعد از آن حادث شد استنجاء به آب ، و اين استنجاء به آب صنعت خوبى است ، پس أمر فرمودند به آن جناب رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله ، و خودشان نيز به عمل آوردند الى آخره .
ممكن است جواب گفته شود از اين حديث به اين نحو كه حديث متروك الظاهر است قطعا ، نظر به اين كه مقتضاى ظاهر آن اين است كه وقتى متداول بود استنجاء به خرقه و احجار فقط مىكردند ، بعد از آن نسخ شد و معين شد استنجاء به آب فقط ، اين مخالف اجماع است جزما .
لهذا ممكن است حمل كرده شود به اين نحو كه در سابق متعارف ما بين ناس اين بود كه استنجاء مىكردند به خرقه و سنك مطلقا ، بعد احداث شد استنجاء
هامش
« 1 » سوره بقره : 222 .
« 2 » فروع كافى ج 3 / 18 ح 13 .