پنجم ، گزارشهاى آشكارى در تورات است كه نه تنها از ورود اسرائيليان به مصر سخن مىگويد ، كه نامهاى كسانى از آنان را كه به سرزمين كنانه وارد شدند نيز ياد مىكند . « 1 » گذشته از آن كه در قرآن كريم نيز آشكارا از اين موضوع ياد شده است . « 2 »
از سوى ديگر چنان كه پيشتر ياد كرديم ، تورات تنها كتاب آسمانى نيست كه از كوچ اسرائيليان به مصر سخن گفته است ، چرا كه در اين باره هر سه كتاب آسمانى ، تورات ، انجيل ، و قرآن هم راى و هم داستاناند . در انجيل « رساله به عبرانيان » مىخوانيم : « به ايمان يوسف در حين وفات خود از خروج بنى اسرائيل اخبار نمود و دربارهء استخوانهاى خود وصيت كرد . . .
به ايمان چون موسى بزرگ شد ، ابا نمود از اين كه پسر دختر فرعون خوانده شود . . . به ايمان مصر را ترك كرد و از غضب پادشاه نترسيد . . . » « 3 »
و اما قرآن كريم ، در آياتى آشكارا از اقامت يوسف در مصر و آمدن يعقوب و پسرانش به آنجا سخن گفته است : « آن كسى كه يوسف را در مصر خريد ، به همسر خويش گفت : او را گرامى دار ! باشد كه سودى به ما رساند يا او را به فرزندى برگيريم » « 4 » ؛ « چون پدر و خاندانش بر يوسف درآمدند ، پدر و مادر را در آغوش گرفت و گفت : « به درخواست خدا آسوده و ايمن
هامش
- همانندىهايى چون : 1 . بخشبندى چكامهها در هر دو ادب به بندها و بيتها ؛ 2 . بسامد بالاى تمثيل ( - اسلوب معادله ) در هر دو ادب ، يعنى يك انديشه را در دو عبارت باز نمودن و يكى از آن دو را مال و معادل ديگر نهادن . اين شيوه چه بسا در يك سطر به كار مىرود ؛ يك سطرى كه فراهم آمده از دو پاره است و در هر دو پارهء يك انديشه به دو عبارت باز نموده شده است ؛ 3 . همسانى وزن و آهنگ شعرها در هر دو ادب . يعنى در هر دو ادب ، بيتها و مصرعها از شمارههاى معين و منظمى از هجاها و آواها ساخته مىشوند ؛ 4 . بسامد بالاى بازى با واژهها و بهرهگيرى بسيار از واژههاى همگون در كنار هم ؛ 5 . شيوهء شگفتى از كاربرد واژهها ، به ويژه واژهاى را در لخت نخست به كار بردن و سپس همان واژه را به گونهاى در لخت دوم باز آوردن ( گويا اين شيوه كم و بيش همان همپاغازى باشد كه گونههايى از آن با نام رد الصدر على العجز ، رد العجز على الصدر ، تتابع و . . . در ادب فارسى و عربى شناخته است . مترجم ) ؛ 6 . بسامد بالاى استعاره در هر دو ، بر پايهء اين همانندىها ، پژوهشگران ساختار نهايى ادب عبرى را تا اندازهاى اثر پذيرفته از ادب مصرى دانستهاند ، به ويژه در سه حوزهء برجستهء شعر دينى ، شعر غير دينى و شعر حكمى ( بنگريد به :
)A . Erman , The Literature of th Ancient Egypte , Oxford , 1947 , p . 241 - 242. ( 1 ) . سفر پيدايش ، 46 : 1 - 27 .
( 2 ) . سورهء يوسف ، آيهء 21 .
( 3 ) . رساله به عبرانيان 11 / 22 - 30 ( ترجمهء فارسى ، ص 363 ) .
( 4 ) .« وَ قالَ الَّذِي اشْتَراهُ مِنْ مِصْرَ لِامْرَأَتِهِ أَكْرِمِي مَثْواهُ عَسى أَنْ يَنْفَعَنا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً »( سورهء يوسف ، آيهء 21 ) .