تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
آتش بر گل افروز [ و آجرهايى فراهم كن ] و براى من برجى بلند بساز ، شايد از خداى موسى آگاهى يابم كه همانا من او را از دروغگويان مىپندارم » . « 1 » و ما پيش از اين دربارهء آجر سخن گفتيم و ياد كرديم كه مفسران بزرگى چون طبرى ، قرطبى ، نسفى ، بيضاوى ، سيوطى و . . . از بزرگان پيشين چون ابن عباس ، قتاده ، سعيد بن جبير ، و . . . روايت كرده بودند كه فرعون موسى ، نخستين كسى بوده كه در ساختن كاخ از آجر بهره گرفته است ، و اين از جمله اخبار و احاديث درست است كه ايشان بدان استناد مىكرده‌اند . كاوش‌هاى « پترى » در « نبيشا » و « دفنه » ، در نزديكىهاى شهر « بىرامسس » ، پايتخت فرعون‌هاى سلسلهء نوزدهم نيز آشكار كرده است كه آنان بر خلاف ديگر فرعون‌ها از آجر بهره مىگرفته‌اند و پاره‌اى از گورها و پىهاى ديگر ساختمان‌هايى كه به روزگار رامسس دوم ، مرنپتاح و سستى دوم باز مىگردد ، از آجر ساخته شده بوده است . همين ، « پترى » افزوده است كه آجر پخته در مصر پيش از روزگار روميان بسيار اندك بوده ، و اين با سخن مفسران كه فرعون موسى را نخستين كسى مىگويند كه از آجر بهره گرفته است ، « 2 » جور در مىآيد ؛ و اين خود مىتواند يك نشانه قرينهء قرآنى باشد بر اين كه خروج اسرائيليان از مصر در روزگار فرعون‌هاى سلسلهء نوزدهم و به گمان بسيار روزگار مرنپتاح ، بوده است ، همانان كه به گواهى قرآن و كاوش‌هاى باستان شناسان ، پيشگامان بهره‌گيرى از آجر بوده‌اند . « 3 » شانزدهم : اين حديث شريف از زبان پيامبر ( ص ) كه « بهترين زنان ، چهار زن‌اند : مريم دختر عمران ، آسيه همسر فرعون ، خديجه دختر خويلد و فاطمه دختر محمد ( ص ) « 4 » » و آشكارا در آن نام همسر فرعون ، « آسيه » آمده است . حال اگر به ياد آوريم كه رامسس دوم پس از همسر نخستينش « نفرتارى » همسر دومى با نام « است نفرت ، ( - ايسه نفره ) داشته است ، و همين
هامش
( 1 ) .« وَ قالَ فِرْعَوْنُ يا أَيُّهَا الْمَلَأُ ما عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرِي فَأَوْقِدْ لِي يا هامانُ عَلَى الطِّينِ فَاجْعَلْ لِي صَرْحاً لَعَلِّي أَطَّلِعُ إِلى إِلهِ مُوسى وَ إِنِّي لَأَظُنُّهُ مِنَ الْكاذِبِينَ »( سورهء قصص ، آيهء 38 ، نيز سورهء غافر ، آيهء 36 ) . ( 2 ) . تفسير نسفى ، 3 / 227 ؛ تفسير قرطبى ، 4 - 5 ، تفسير بيضاوى ، 4 / 128 ؛ الدر المنثور ، 5 / 129 ؛ تاريخ طبرى ، 1 / 405 . ( 3 ) . احمد عبد الحميد يوسف ، همان ، 138 ؛ نيز :W . M . F . Petrie , Nebesheh and Defenneh , p . 18 - 19 , 47. ( 4 ) . دربارهء اين حديث و گزارش‌هاى گونه‌گون آن بنگريد به : تفسير ابن كثير ، 2 / 2 / 3 - 34 ؛ البداية و النهاية ، 1 / 59 - 62 ؛ تفسير طبرى ، 6 / 293 - 398 ؛ صحيح بخارى ، 4 / 193 - 339 ؛ صحيح مسلم ، 2 / 243 ؛ سنن ترمذى ، 4 / 365 - 366 ؛ مسند احمد حنبل ، 3 / 126 ؛ مستدرك حاكم نيشابورى ، 3 / 184 .