أمير المؤمنين علي بن أبي طالب ( عليه السلام ) نازل گشته ( 1 ) .
اما آنچه گفته : رغبت مردم به خريد غلّه زيادة بود ومىدانستند كه اگر كاروان بگذرد باز نرخ گران خواهد شد .
پس حق تعالى شأنه براي ردّ زعم باطل ايشان گفته : ( قُلْ ما عِنْدَ اللّهِ خَيْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَمِنَ التِّجارَةِ واللّهُ خَيْرُ الرّازِقينَ ) ( 2 ) ، يعنى : بگو اى محمد [ ص ] ! كه چيزى كه نزد خدا است بهتر است از لهو واز تجارت وخداى تعالى بهتر روزى دهندگان است .
واعاده لفظ ( لهو ) در اين آية كريمه نيز دليل صريح است بر اين معنا كه : انفضاض اينها از رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) محض براي تجارت نبود بلكه گاهى براي لهو بود ، وگاهى براي تجارت ، ونيز گاهى تفرّق ايشان از رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) در مقام بودن آن حضرت در خطبه بود ، وگاهى در هنگام بودن آن حضرت در حال صلات ، واختلاف نام صاحب صحبتي كه در آن وقت مشرّف به شرف صحبت بود به آنكه در بعضي روايات نام دحيه كلبى مذكور است ودر بعضي نام عبد الرحمن ( 3 ) بن عوف موجود است نيز دلالت بر تعدد واقعه مىكند كما لا يخفى .
هامش
1 . تفسير الثعلبي 7 / 107 .
2 . الجمعة ( 62 ) : 11 .
3 . در [ الف ] اشتباهاً : ( عبد الله الرحمن ) آمده است .