كمال تعجب است كه اگر عايشه واتباع أو مرتكب اهانت وتذليل وتحقير وبغض وايذاى أكابر صحابه شوند أصلا موجب قدحشان نشود ; واگر شيعه بغض واهانت آن صحابه بكنند - كه به نزدشان از معاديان أهل بيت بودند - ايشان را أهل سنت كافر وفاسق دانند !
وروايتي كه از أبو بكر بن أبي شيبه نقل كرده ، ربطى به ما نحن فيه ندارد مگر آنكه غرضش اثبات اهانت نمودن جناب أمير ( عليه السلام ) عايشه را باشد ، وآن ضررى به شيعه ندارد .
مع هذا در آن روايت ايعاد است ، ووصول اهانت از جناب أمير ( عليه السلام ) به عايشه مذكور نيست ، مگر آنكه ايعاد را هم در اهانت داخل داشته باشد .
پس مىگويم كه : هر اهانتى كه به عايشه رسيد ، عايشه مستحق آن بود به وجه آنكه جناب رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) جناب أمير ( عليه السلام ) را به قتال ناكثين كه أهل
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 150
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص١٥٠