( 1 )
( * / ج ) بيعت در عقبهء دوم
ابن هشام ص 287 - 89 ؛ طبرى ص 1211 - 13
ابن سعد ، 1 / 1 ص 147 - 48 ؛ موفق الدين بن قدامه ( الاستبصار فى نسب الصّحابة من الأنصار ) ص 28 ، 56 ، 57 ؛ بخارى 92 / 2 / 4 .
چون [ بيعت كنندگان عقبهء نخست ] ، به مدينه نزد قبيلهء خويش بازگشتند ، از پيامبر خدا با آنان سخن گفتند و ايشان را به اسلام خواندند ؛ تا آنكه اسلام در ميان آنان همهگير شد . بدانسان كه از خانههاى انصار خانهاى نماند كه در آن از رسول خدا ( ص ) سخن نرفته باشد .
با فرا رسيدن سال بعد ، دوازده تن از انصار به موسم حج در آمدند و در جايگاه عقبه با پيامبر ديدار كردند و به وى بيعت سپردند ، اين همان عقبهء نخست است . . .
پيش از آنكه پيكار بر ما واجب شود ، به شيوهء پيمان زنان ( 1 ) با پيامبر خدا پيمان بستيم كه :
« چيزى را با خدا انباز ندانيم ، دست به دزدى نزنيم ، زنا نكنيم ، فرزندان خود را نكشيم ، از هر بهتان و دروغ خود ساخته بپرهيزيم و در كار نيك از فرمان او سر نپيچيم » .
« اگر [ به اين پيمان ] وفادار بمانيد ، بهشت از آن شما خواهد بود ، و اگر چيزى را ناديده انگاريد ، كارتان با خداى توانا و بزرگ خواهد بود ، اگر بخواهد مىآمرزد و اگر بخواهد شكنجه مىكند » .
در روايت ديگر آمده است :
« اگر [ به آن پيمان ] وفادار مانيد ، بهشت از آن شما خواهد بود ، و اگر چيزى را ناديده انگاريد و در اين جهان به كيفر آن گرفتار آييد ، همان كفّارهاش خواهد بود ؛ و چنانچه [ پيمانشكنى شما ] تا روز رستاخيز پوشيده بماند ، كار شما با خداى توانا و بزرگ خواهد بود ، اگر بخواهد شكنجه مىكند و اگر بخواهد مىآمرزد » .
و بر پايهء روايتى ديگر :
بيعتگران عقبهء نخست ( - عقبهء دوم ) چنين پيمان بستند كه : در سختى و آسانى ، خرسندى و ناخرسندى ، و به هنگام برترى يافتن ديگران بر ما ، گوش به فرمان باشيم و بر سر امر ( رهبرى ) با آن كو شايسته آن است به ستيز برنخيزيم و در همه جا ، سخن حق بر زبان آوريم و در راه خدا از نكوهش هيچ نكوهشگرى هراسى به دل راه ندهيم .
( 2 ) در روايت موفّق الدين بن قدامه آمده است :
بر اين پايه با من بيعت بنديد كه در همه حال از چالاكى و سستى گوش به فرمان باشيد و در تنگدستى و توانگرى هزينه بپردازيد و به معروف امر كنيد و از منكر بازداريد و بپذيريد كه بىپروا از نكوهش هر نكوهشگرى ، در راه خدا سخن به حق گوييد و آنگاه كه نزد شما آمدم به ياريم برخيزيد