استعاره نشان دهندهء نزديكى تازيان به دريا است . نيز در اين باره ، بنگريد : واژهء « صوف » .
« لم يذهبوا فى الأرض » ( 315 ) : يعنى نگريختهاند ( ؟ ) .
( 1 ) ( ذو ) « ذى يد » . « ذى قبل » : بنگريد : « يد » ، « قبل » .
( 2 ) ( رأس ) « من رأسهم ؟ » ( 309 ) : رأس در زبان كهن تازيان ، به معنى سرپرست و فرمانرواى بزرگ است .
( 3 ) ( ربا ) « من أجبأ فقد أربى » : بنگريد « جبأ » .
« من أبى فعليه الرّبوة » ( 91 ) الربوه : فزونى . اينجا منظور اين است ، كسى كه از پرداخت زكات ، سرباز زند ، وى بايد افزون بر مقدار زكات واجب ، اين مقدار را نيز به عنوان كيفر بپردازد . « بطون أوديته و روابيه » ( 364 ) : الرّوابى : بخشهاى بلند زمين . نيز بنگريد :
« ربو »
( 4 ) ( ربع ) « المهاجرين من قريش على ربعتهم » ( 1 ) : الرّبعة و الرّباعة چگونگى و وضعيّت ، يعنى ايشان در پرداخت خونبها و جز آن ، بر پايهء روش پيشين خود رفتار خواهند كرد . ربعة به معنى كوى يا ناحيهاى از شهر نيز هست كه در اين معنى ، خانه و جايگاههاى زندگى آنان را نيز در بر مىگيرد . ( كلمههاى
Quartier
فرانسوى و
Viertel
آلمانى در همين معنى هستند ؛ و واژهء « چوك » هندى نيز ، نزديك به همين معنى است ) .
« لا ترعى بلادهم فى مربع و لا مصيف » ( 124 ) : مربع : زمان يا فصل بهار و مصيف :
فصل تابستان است .
( 5 ) ( رباق ) « ما لم تأكلوا الرّباق » ( 91 ) : الرّبق به معنى ريسمان و حلقهاى است كه گوسفندان خردسال را با آن مىبندند تا از پستان مادر خود شير نخورند . از اين رو ، تعهّدى كه از رهگذر پيمان متوجه كسى مىگردد ، به رباق تشبيه شده و كلمهء « أكل » را براى پيمانشكنى ، استعاره آوردهاند . زيرا هنگامى كه چهار پا ، آن ريسمان را مىجود ، از بند مىرهد ( 42 ) .
( 6 ) ( ربو ) « الرّبا » ( 110 / ج ، 152 ، 181 ، 181 / ألف ، ب ) : ربا عبارت از افزودهء تحريمشدهاى است كه آن را كسى كه مالى را براى زمان معينى داده است ، مىستاند . نيز بنگريد : « ربا » .
« الرّبوة » ( 91 ) : « و من أبى فعليه الرّبوة » يعنى كسى كه زكات ندهد ، بايد زكات را بپردازد و به اندازهء برابر آن نيز به عنوان كيفر ، بدهد . « ليس عليهم ربيّة » ( 94 ) : ابو عبيد در غريب الحديث گفته است : « در حديث پيامبر ( ص ) در صلح مردم نجران كه ليس عليهم ربّيّة و لا دم ، حديث همين گونه به تشديد باء و يا است . . . و منظور از آن ، ربا است . ابو عبيد گفته است : يعنى پيامبر ( ص ) با ايشان با اين شرط صلح كرد كه « ربا » ى روزگار جاهليت ، و نيز خونى كه بر گردن ايشان بوده و از اينان مطالبه مىكردند ، از گردنشان برداشته شود .