( 1 )
واژهنامه
شمارهها ، نمايانگر شمارههاى اسناد و پيمانهايى است كه اين واژهها ، در آنها به كار رفته است . بيشتر توضيحها را ، به جز آنچه ياد كردهايم ، از لسان العرب آوردهايم .
( 2 ) ( أبق ) « آبق » ( 369 ) : بردهاى كه بىهراس و رنج كار ، بگريزد .
( 3 ) ( أتى ) « لم آت إليهم » ( 60 ) : با ايشان رفتار نكردهام .
( 4 ) ( أثم ) « من ظلم و أثم . . . البرّ دون الإثم » ( 1 ) : گناه ، إثم به معنى شكستن و گسستن پيمان نيز آمده است .
( 5 ) ( أجم ) « القرى و الآجام » ( 319 ، 325 / الف ) : دژها و قلعهها است . در صحاح جوهرى آمده است : « كلّ بيت مربع مسطح أجم » : هر خانهء چهار گوش مسطح را أجم گويند . به جايگاههاى رويش درختان نيز آجام گويند ، مانند بيشه .
( 6 ) ( أخو ) « لحبيب بن عمرو أخى بنى أجا » ( 197 ) : برادر بنى فلان يعنى يكى از افراد آن قبيله .
( 7 ) ( أدم ) « كانت العير فيها خمر و أدم و زبيب » ( 3 ، 210 / الف ) أدم : آن سوى پوست كه با گوشت همراه است . در اينجا ، پوست چهارپايان در نظر بوده است .
« أديم » : ( * / ز ، 1 / الف ) : پوست دبّاغى شده .
( 8 ) ( اذخر ) « إلّا الإذخر » ( 14 / ب ) : گياهى است خوشبو ( 1 ) .
( 9 ) ( أرس ) « فإن تولّيت فعليك إثم الأريسيين ( أرسيين و يريسيين نيز روايت شده است ) » ( 26 ) :
أريس به معنى أكّار يعنى كشاورز است ، در اينجا همهء مردم كشور او [ هرقل ] ، در نظر است ( 2 ) . اين ، از آن رو است كه تازيان بياباننشين ، از كشور شام ، جز كشته و فراوانى نعمت آن ، چيزى نمىشناختند .