به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر
به زيد بن ثابت ، از بندهء خدا عمر امير مؤمنان . . .
متن همهء نامه در دست نيست .
( 1 )
368 / 19 نامهنگاريهاى عمر و خالد بن وليد دربارهء نوره ( واجبى )
طبرى ص 2525 ( رويدادهاى سال 17 ه ) .
به عمر خبر دادند كه خالد بن ، در حمام پس از كشيدن واجبى ، معجونى از زعفران و شراب ، بر تن خود ماليده است . عمر به او نوشت :
من آگاه گشتهام كه تو بر تن خود ، شراب ماليدهاى ، حال آنكه خداوند همانگونه كه ظاهر و باطن گناه را حرام دانسته ، ظاهر و باطن شراب را نيز حرام دانسته است . نيز همانسان كه خوردن شراب را حرام گردانيده ، شستشوى با آن را نيز ، حرام گردانيده است . از اين رو ، شراب بر تنهاى خود نماليد كه آن ، ناپاكست . اگر چنين كردهايد ، ديگر مكنيد .
خالد در جواب عمر نوشت :
ما شراب را كشتيم ولى آن ، به صورتى جز شراب ، وسيلهء شستشو گشت .
عمر به او نوشت : به گمان من ، شما خاندان مغيره ، گرفتار درشت گفتارى و گرانجانى شدهايد .
خداوند شما را بر اين حال ، نميراند . وى بدينسان ، سخن را به پايان برد .