6 . عبارت متن ، تكرار گونه بود و از تكرار ترجمه ، پرهيز شد . - م .
7 . دربارهء مهر نهادن بر گردن گزيتپردازان ، قاضى ابو يوسف مىنويسد : « و ينبغى مع هذا أن تختم رقابهم فى وقت جباية رءوسهم حتّى يفرغ من عرضهم ، ثمّ تكسر الخواتيم - كما فعل بهم عثمان بن حنيف - إن سألوا كسرها - . . . عن نافع عن أسلم مولى عمر عن عمر . . . أنّه كتب إلى عماله أن يختموا رقاب أهل الذّمّة » ( نقطهگذارى ، از مترجم است . كتاب الخراج ص 137 و 138 ) ( شايسته است كه هنگام گردآورى آنان براى تعيين سرگزيت ، بر گردن ايشان مهر بنهند و سپس - چنانچه مهرزدگان بخواهند - كارگزاران ، آنها را بشكنند ، همان گونه كه عثمان بن حنيف همين كار را كرد . . .
عمر به همهء كارگزاران خود دستور داد كه بر گردن مردم ذمّى مهر بنهند ) . - م .
8 . اردبّ : پيمانهاى است مصرى ، برابر 24 صاع ( الفائق 2 / 53 ) . - م .
( 1 )
368 / 3 دستور عمر دربارهء رفتار با مردم ذمّى
كتاب الأموال ، ابن زنجويه ( خطّى ) ورق 20 / الف - 20 / ب .
عمر گفت : اى يرفأ به مردمان شهرها دربارهء رفتار با اهل كتاب بنويس كه موى پيشانى و جلو سر را بچينند و كستيها يعنى زنّارها به ميان خود ببندند تا جامهء ايشان ، از جامهء پيروان اسلام شناخته شود .
( 2 )
368 / 4 فرمان عمر دربارهء كشتن خوكها
الأموال ، ابن زنجويه ( خطّى ) ورق 34 / ب .
عمر به فرمانداران شهرها دستور داد كه خوكها را بكشند و بهاى آنها را از گزيتها بكاهند .