محاصرهء دژها ادامه دادند . در پى بىآن ، روميان از مسلمانان خواستند كه ايشان نيز به مسلمانان بپيوندند . ابو عبيدة بن جرّاح ، درخواست آنان را به عمر بن خطّاب نوشت :
به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر
به بندهء خدا ، امير مؤمنان عمر ، از ابو عبيدة بن جرّاح . درود بر تو . من همراه تو خداوندى را مىستايم كه جز او خدايى نيست . اما بعد ، سپاس خداى را كه يارى خود را بر مسلمانان و شكنجهء خويش را بر كافران فرود آورد . به امير مؤمنان - كه خدايش بهروزى دهاد - گزارش مىكنم كه ما با روميان كه نيروهاى بزرگ خود را براى پيكار با ما فراهم آورده و از ستيغ كوهها و كرانههاى درياها روى به ما آوردند و گمان بردند كه هيچ كس بر ايشان چيره نخواهد شد ، روبرو گشتيم . در برابر ما صفآرايى كردند و بر ما تاختند . ما نيز دل بر خدا سپرده و اشتياق خود را به سوى او به بالا فرستاده و گفتيم : « خداوند ما را بس است و او چه نگهبان و سرپرست شايستهاى است » ( 1 ) . پس با رزمندگان سواره و پيادهء خود بر آنان تاختيم و هر دو گروه بيشتر روز را در پيكار به سر برديم .
خداوند ، شهادت را بهرهء شمارى از مسلمانان ، همچون عمرو بن سعيد بن العاص گردانيد . پروردگار لشكر مشركان را درهم كوبيد و مسلمانان در پى ايشان افتادند . آنان را مىكشتند و اسير مىگرفتند تا آنكه به دژهاى خود پناه بردند ؛ و مسلمانان بر لشكر كافران چيره گشتند و بر سرزمينشان دست يافتند و خداوند كافران را از دژهايشان فرود آورد و در دلهايشان هراس افكند . از اين رو ، امير مؤمنان ! تو و مسلمانان همراه تو ، خداى را در برابر گراميداشت آيين خويش و چيره گردانيدن مسلمانان بر كافران ، سپاس گوييد . و از او بخواهيد كه نعمت خويش را بر ما كامل گرداند . درود بر تو .
1 . آل عمران / 173 .
( 1 )
353 / 10 صلح با مردم الفحل
الأزدى ( دو نسخهء خطّى پاريس ) ورق 39 / ب ( 71 / الف ) .
چون مردم الفحل ديدند كه مسلمانان بر سرزمين اردن چيره گشتند ، درخواست صلح كردند ؛ با اين شرط كه آنان را نكشند و از سر جانشان بگذرند و ايشان نيز سرگزيت بپردازند . روميان اردن را ترك