( 1 )
( 302 / 3 مكرّر 3 - 4 ) مكاتبه ميان يزيد بن ابو سفيان و أبو بكر
الأزدى ( دو نسخهء خطّى پاريس ) ورق 10 / الف ( 19 / الف - 20 / الف ) .
اين نامهء يزيد بن ابو سفيان به أبو بكر است :
به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر
اما بعد : پادشاه روم هرقل هنگامى كه از رهسپارى ما به سوى خود آگاه گشت ، خداوند در دل او هراس افكند . مردى از سپاهيان خود را بر شهرهاى شام گماشت و به وى دستور داد كه با ما كارزار كند ؛ و خود بار بر بسته در انطاكيه فرود آمده است . آنان خود را براى پيكار با ما آماده ساختهاند .
صلحجويان شام به ما گفتهاند كه هراكليوس مردم كشور خود را بسيج كرده است و آنان ، با همهء ابزارهاى جنگى به كارزار آمدهاند ( 1 ) .
ما را از فرمان خويش آگاه كن و در اين باب ، نظر خود را هرچه زودتر به ما بازگوى تا به خواست خداوند ، از آن پيروى كنيم . يارى و بردبارى و پيروزى و تندرستى مسلمانان را از آفريدگار خود خواستاريم . درود و بخشايش و بركات خدا بر تو باد .
أبو بكر در پاسخ به وى نوشت :
به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر
اما بعد ؛ نامهء تو كه در آن از انتقال پادشاه روم به انطاكيه و پديد آمدن هراس به وسيلهء خدا و از گروههاى مسلمانان در دلهاى ايشان ، سخن گفته بودى ، به دست من رسيد . خداوند - كه ستايش ، زيبندهء اوست - ما را در كنار پيامبر خود ، از رهگذر افكندن ترس در دل دشمن و پشتيبانى فرشتگان خود ، يارى بخشيد . آيينى كه خدا در راه آن به كمك ترسانيدن دشمن ، ما را يارى داد ، همان آيينى است كه امروز ما ، مردم را به آن فرا مىخوانيم . به پروردگار تو سوگند كه وى ، مسلمانان را چون تبهكاران ، و كسى را كه به يگانگى او گواهى مىدهد ، همچون كسى كه خدايان ديگر را نيز همراه وى مىپرستد ، و به پرستش خدايان گونهگون باور دارد ، نخواهد دانست . از اين رو ، هنگامى كه به روميان برخورديد ، با سپاهيان همراه خويش ، بر آنان بتاز و با ايشان پيكار كن . زيرا هرگز خداوند تو را خوار نخواهد ساخت . آفريدگار بلند پايه به ما خبر داده است كه با رخصت وى ، گروه اندك بر گروه بسيار ، چيره مىگردد . با اين همه ، من با مردانى رزمجو ، پىدرپى تو را يارى خواهم داد ؛ تا به خواست خدا نيرومند گرديد و به كسان ديگرى نياز نداشته باشيد . درود و بخشايش و بركات خدا بر تو باد . ( اين نامه را همراه عبد اللّه بن قرط ثمالى فرستاد و به وى گفت : به ابن ابو سفيان و مسلمانان بگو كه من با هشيم [ ؟ : هاشم ] بن عتبه و سعيد بن عامر بن خديم ، به شما يارى خواهم رساند .