( 1 )
201 براى زيد الخيل ، پسر مهلهل طائى
ابن سعد ، ج 1 / 2 ص 160 ( ش 103 ) ؛ ابن هشام ص 947 ؛ طبرى ص 1747 - 1748 ؛ الإصابة ش 2926 ؛ صحيح بخارى 11 / 25 ( حديث بيست و سوم ) ، الاستيعاب ش 812 .
بنگريد : كايتانى 10 : 35 ، 39 ؛ اشپرنگر 3 / 387 ، 946 - 947 .
زيد الخيل نزد پيامبر خدا ( ص ) آمد و پيامبر ، او را زيد الخير ناميد و فيد ( 1 ) را با زمينهايى به وى اقطاع داد و در اين باره ، فرمانى براى وى نوشت . . . ( 2 ) چون زيد به الفرده ( 3 ) رسيد ، در آنجا درگذشت . زن وى بر نوشتههايى كه پيامبر ( ص ) براى او نوشته بود ، دست گشود و همهء آنها را به آتش كشيد . نيز نوشتهاند كه وى در اثر اندوه از دست دادن شوهر خويش ، جهاز شتر را سوزانيد و در نتيجه ، هر آنچه در آن بود ، به آتش سوخت . اما واقدى در كتاب ردّهء خود دربارهء وى گفته است : او در لشكر أبو بكر صدّيق ، با از دين برگشتگان پيكار مىكرد .
متن نوشته ، به دست نيامده است .
1 . فيد : منزل و جايگاهى است در راه مكّه . شهر كوچك و آبادى است در نيمهء راه كوفه به مكّه ( ياقوت 3 / 927 ) . - م .
2 . زيد از نزد پيامبر ، به سوى مردم خويش بيرون رفت ( ابن هشام 4 / 224 ) . - م .
3 . الفردة : نام آبى از آبهاى نجد است ( ياقوت ، همان مأخذ ) . - م .
( 2 )
201 / 1 ، 2 ، 3 براى قبيصه ، مالك وقعين از قبيلهء طىّ
سهيلى 2 / 342 .
چند تن از طائيان به نمايندگى از سوى مردم خويش ، به آهنگ ديدار پيامبر در مدينه ، بيرون رفتند كه زيد الخيل ( بنگريد : شماره 201 ) ، وزر بن سروس ( 1 ) ( يا سدوس ؟ ) نبهانى ، قبيصة بن اسود بن عامر بن جوين جرمى ( وى مسيحى بود ) ، ( دربارهء برادر وى بنگريد : فرمان 194 پيشين ) ، مالك بن عبد اللّه بن خيبرى و قعين بن خليف ظريف ، از آن جمله بودند . . . و پيامبر ( ص ) براى همهء آنان به جز