او ، بر اين پيمان گواهاند .
ثابت بن قيس بن شمّاس ، آن را نوشت .
1 . زمخشرى نيز ، با اندك تفاوتى ، همين متن را آورده است . بنگريد : ( الفائق 3 / 26 ) . - م .
2 . متن « لاغيية » : از لغو ، فاعلهء به معنى مفعوله است يعنى ملغاة : به كنار نهاده شده و دور افكنده ، در اينجا يعنى شترى كه از زكات به دور است ، بنگريد : ( الفائق 3 / 27 ؛ لسان « لغو » ) . - م .
3 . متن « عمائر » جمع عميره است و عميره ، نام پدر يكى از تيرههاى قبيلهء كلب بوده است ( لسان ، 4 / 607 ) . - م .
4 . متن « الشّوىّ الوريّ مسنّة » الشّوىّ الوريّ : شوىّ اسم جمع شاة به معنى گوسفند است و ورىّ يعنى فربه ( لسان 14 / 448 ) . - م .
5 . مسنّ در اينجا به معنى پير و سالخورده نيست ، بلكه به همان معناست كه در ترجمهء متن آمده است ؛ بنگريد : لسان « سنّ » ، و پ 188 در همين مجموعه . - م .
6 . حافل : گاو يا گوسفندى كه پستانش پر از شير باشد . - م .
( 1 )
193 براى بنى معاويه از قبيلهء طىّ
ابن سعد ، ج 1 / 2 ص 23 ( ش 23 / 1 ) ؛ ديبلى ش 18 .
مقابله كنيد : البداية ، ابن كثير 5 / 344 .
بنگريد : كايتانى 1 / 35 ؛ اشپرنگر 3 / 391 .
[ به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر
اين ، نوشتهاى است از محمّد پيامبر ] براى بنى معاوية بن جرول طايىّ :
هركس از ايشان به اسلام بگرود ، نماز گزارد و زكات دهد و از خدا و پيامبرش فرمان برد و يك پنجم از دستآوردههاى جنگى را كه سهم خداست و نيز سهم پيامبر خدا را بپردازد و از مشركان دورى گزيند و بر اسلام خويش گواهى دهد ، بىگمان در پناه خدا و پيامبر وى خواهد بود . سرزمينها و آبهايى كه ايشان هنگام گرويدن به اسلام در دست داشتهاند ، از آن خود ايشان است . علاوه بر سرزمين خود آنان ، به اندازهء مسافتى كه گوسفندان از بامدادان تا شامگاهان در سرزمينهاى ديگر راه بروند ( 1 ) ، نيز به آنان تعلق خواهد داشت . سرزمينهايى كه با در دست داشتن آنها به اسلام در آمدهاند ، ( همچنان ) در تصرّف ايشان خواهد ماند .
اين ( فرمان ) را زبير [ بن عوّام ] نوشت .
1 . به واژهنامه بنگريد « غدو » . - م .