درون باروى شهر است ، آبى كه بر روى زمين روان و بستر جريان خود را آباد ساخته است ، از آن شماست . دامهاى چرندهء شما را از رفتن به چراگاه ، باز نخواهند داشت . از دارايى شما كه ميان دو نصاب زكات قرار گيرد ، زكات نمىستانند . شما را از بهرهورى از گياه ، باز نخواهند داشت . نماز را در هنگام خود به جاى آوريد ؛ زكات را چنان كه شايسته است بپردازيد . شما در برابر خدا متعهديد كه كارهاى ياد شده را انجام دهيد . در عوض ، مسلمانان پيمان شما را همراه با راستى ، به كار خواهند بست .
خداوند و مسلمانان حاضر ، گواه گشتند .
1 . أكيدر : ملك بن عبد الملك بن عبد الحىّ . . . بن شكامة بن شبيب بود . پيامبر ( ص ) خالد بن وليد را از تبوك ، به سوى وى فرستاد و به خالد گفت كه او را در حال شكار خواهى يافت . شب هنگام ، گاوى وحشى نزديك دژ أكيدر آمد ، وى براى كشتن گاو از دژ به زير آمد . خالد بر وى هجوم برد و او را اسير ساخت و برادرش حسّان بن عبد الملك را كشت . خالد در سال نهم هجرى ، دژ أكيدر را با پيكار گشود . سپس پيامبر خدا ، دربارهء دومة با وى صلح كرد و به او پناه داد . پيامبر ( ص ) براى أكيدر و مردم دومة ، سرگزيت تعيين كرد . اكيدر ، پس از پيامبر ( ص ) پيمان صلح را ناديده گرفت و عمر او را با ديگر مخالفان اسلام ، از جزيرة العرب بيرون راند . البته ياقوت موضوع بيرون راندن أكيدر از عربستان را از نظر تاريخى ، نادرست مىداند .
( ياقوت 2 / 625 - 26 ) . - م .
2 . دومة الجندل : به ضم و فتح اول ، از روستاهاى وادى القرى است و از مدينه سيزده منزل و از كوفه و دمشق ، هر يك ده منزل فاصله دارد . و دژ مارد كه دژ أكيدر بوده ، در درون آن قرار داشته است ( ابن خرداد به ص 129 ؛ ياقوت 2 / 625 ) . - م .
3 . متن « الانداد » . النّد : جمعه أنداد ، المثل و العدل . نيز گفتهاند : النّد مثل الشىء الذي يضادّه و ينادّه . ندّ به معنى همانند چيزى است كه اين همانند ، با آن چيز ، در ستيز باشد ( تبيان ، 1 / 101 ؛ لسان 3 / 420 ) . - م .
( 1 )
( 190 / 1 ) از سريّهء عبد الرّحمن بن عوف ، به قبيلهء كلب
إمتاع الأسماع ، مقريزى ج 1 / 268 ؛ ابن سعد 4 / 2 ص 67 .
عبد الرّحمن رفت تا به دومة الجندل رسيد . . . سپس أصبغ بن عمر بن ثعلبة بن حصن بن ضمضم كلبى كه مسيحى و فرمانرواى قوم خود بود ، مسلمان گشت . عبد الرحمن ، اسلام پذيرفتن وى را نوشت و همراه رافع بن مكيث ، براى پيامبر فرستاد . نيز به پيامبر نوشت كه مىخواهد از ميان ايشان همسرى برگزيند .
متن نامه ، به دست نيامده است .