181 ) . ولى هنگامى كه پيامبر ( ص ) درگذشت و همهء تازيان از آيين اسلام بازگشتند ؛ و به جز قريش و ثقيف و تيرههاى وابسته به ثقيف ، چون اكثريّت جديله و پيروان ايشان ، از پرداخت زكات سرباززدند . . . ، أبو بكر ( ص ) به عثمان بن ابى العاص نوشت كه گروهى را بر مردم طائف بگمارد و در هر شهر يا روستايى به اندازهء نياز آن ، نيرو نگهدارد و سرپرستى ايشان را به كسى كه مورد اعتماد اوست ، بسپارد . عثمان بن ابى العاص ، بر هر روستايى بيست تن نگهبان گماشت و هيچ كس از فرمان وى سر نپيچيد .
متن فرمان ، به دست نيامده است .
( 1 )
( 184 / الف ) به سعد بن بكر بن هوازن
سنن دارمى ، كتاب الصّلاة ، باب وجوب وضوء ؛ بعب ش 566 .
از ابن عباس روايت است كه بنى سعد بن بكر ، ضمام بن ثعلبه را به سوى پيامبر ( ص ) گسيل كردند .
وى به خدمتش آمد و بر پيامبر درود گفت و سپس گفت : من از تو پرستش خواهم كرد و در پرسش خود ، بر تو سخت خواهم گرفت . . . گفت : تو را كه آفريده است ؟ پيامبر پاسخ داد : اللّه . گفت تو را به اللّه سوگند مىدهم كه آيا تو را او فرستاده است ؟ پيامبر گفت : آرى . گفت : ما اين معنى را از نوشتهء تو دريافتيم .
متن نامه ، به دست نيامده است .
فرستادگان تو به ما دستور دادهاند كه در يك روز و يك شب ، در زمانهاى معيّن ، پنج بار نماز بگزاريم ؛ تو را به هم او سوگند مىدهم كه آيا آن ، فرمان اوست ؟ پيامبر گفت : آرى . گفت : ما از نوشتهء تو به آن پى برديم . فرستادگان تو ، به ما فرمان دادهاند كه از داراييهاى خود مقدارى برگيريم و به تهيدستان خود دهيم ؛ تو را به خدا سوگند مىدهم كه آيا آن ، دستور او است ؟ پيامبر گفت :
آرى . . . سپس نمايندهء بنى سعد گفت : سوگند به آنكه تو را همراه با راستى و حقيقت بر انگيخته است ، من و كسانى از قومم كه به فرمان مناند ، آن دستورها را به كار خواهيم بست . وى سپس بازگشت .