( 1 )
181 براى قبيلهء ثقيف ، از وجّ ( 1 ) ( طائف )
مآخذ نوشتهء نخست :
بد 19 / 36 ؛ بعب 1393 .
مآخذ نوشتهء ( پيماننامه ) دوم :
بع ش 506 ؛ الأموال ، ابن زنجويه ( خطّى ) ورق 67 الف - ب .
مقابله كنيد : كتاب الخراج ، قدامه ورق 123 ؛ بعر 1 / 135 ؛ لسان ، « ليط » ؛ الفائق ، زمخشرى ، واژهء « ليط » ؛ النّهايه ، ابن اثير « ليط » ؛ بح ش 834 ؛ بث 1 / 116 در شرح حال تميم پسر خراشه ، وى گفتوگوها را به تفصيل ياد كرده است ؛ الكامل ، ابن اثير 1 / 246 ؛ بس ج 1 / 2 ص 33 ( ش 62 / 1 ) ؛ سهيلى 2 / 62 ، 327 ؛ العباب ، صاغانى ( خطّى ) « ليط » ؛ حياة الصحابة ، الكاندهلوى 1 / 274 ( وى به بدايه ، ابن كثير 5 / 29 و ابن سعد 5 / 510 ارجاع داده است ) .
( 2 )
روايت نخست
پيامبر خدا ( ص ) با قبيلهء ثقيف پيكار كرد . چون صخر ( بن عيله أحصمى ) از اين كارزار آگاه گشت ، با سوارانى به آهنگ يارى پيامبر ، به راه افتاد . ولى ديد كه پيامبر ( ص ) بىآنكه به پيروزى دست يابد ، بازگشته است . صخر خود را در برابر خدا متعهد ساخت كه چنانچه ثقيف به فرمان فرستادهء خدا گردن ننهد ، از دژ آنان دور نگردد . چون ايشان تسليم گشتند ، صخر به پيامبر خدا ( ع ) نوشت :
اما بعد : همانا مردم ثقيف سر به فرمان تو نهادهاند .
اى پيامبر خدا ! من و ايشان همراه سوارانى ، به سوى تو مىآييم .
پيامبر خدا ( ص ) دستور برپايى نماز جماعت داد . ( با اسلام آوردن ايشان و پديد آمدن پيمان زيرين ، گفتوگوها به پايان آمد ) .
( 3 )
روايت دوم
1 . به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر
2 . اين ، فرمانى است از سوى محمّد پيامبر ( ص ) فرستادهء خدا براى قبيلهء ثقيف .
3 . وى نوشت كه : بر پايهء محتواى اين نوشته ، مردم ثقيف در پناه آفريدگارى كه جز او خدايى نيست و نيز در پناه پيامبر ، محمّد بن عبد اللّه ، هستند .
4 . به راستى كه همهء وادى ثقيف ، درختان خاردار ( 2 ) و شكار آن ، حريم خداست . ستمكارى و دزدى