اين فرمانى است از محمّد فرستادهء خدا براى بارق :
ميوههاى ايشان را نبايد چيد . نيز نبايد در بهار و تابستان ، جز با اجازهء اين قبيله ، سرزمين ايشان را بچرانند . به هنگام پيكار يا هنگام خشكسالى ، هر يك از مسلمانان بر ايشان گذر كند ، بايد به مدت سه روز ، از وى پذيرايى كنند . آنگاه كه ميوههايشان برسد ، شخص رهگذر ( ابن سبيل ) مىتواند از ميوههاى بر زمين افتاده ( 1 ) - بىآنكه چيزى از آن را اندوخته كند - به اندازهء خوراك خود برگيرد .
ابو عبيدة بن جرّاح و حذيفة بن يمان ، بر آن گواه گشتند و أبيّ آن را نوشت .
1 . لقاط و لقاطه : ميوهاى كه از درخت بر زمين افتد و هر كس بخواهد ، بتواند آن را بردارد ( أساس البلاغة ، 2 / 350 ) . - م .
( 1 )
125 براى قيس بن حصين از قبيلهء مازن بن عمرو بن تميم
الإصابة ، ش 1276 .
متن نوشته در دست نيست .
( 2 )
126 به مطرّف مازنى ، دربارهء زن أعشى شاعر
ابن سعد ، ج 7 / 1 ، ص 36 - 37 ؛ ابن طولون ، ش 19 / 1 ؛ الاستيعاب ، ص 158 ، 1453 ؛ عمخ ، ش 96 ؛ أسد الغابه ، 1 / 102 ، الإصابة ، ش 9010 ؛ الفائق زمخشرى ، واژهء « دين » ، بحن ش 6885 - 6886 ( ج 2 / 201 - 202 ) .
مقابله كنيد : أسد الغابة ، 5 / 546 ؛ لسان ، كلمهء « شب » ، « ذرب » ، « خلف » ؛ ديوان أعشى به نام الصّبح المنير فى شعر أبى بصير ؛ ميمون بن قيس بن جندل الأعشى و الأعشيين الآخرين ( ميمون بن قيس بن جندل و دو أعشاى ديگر از سلسلهء انتشارات ياد نامهاى گيب ) ؛ « أعشى مازن » ص 282 - 83 ، با حواشى از المكاثرهء طيالسى ، ش 13 ؛ و الف باء ، أبى الحجّاج البلوى ، 1 / 832 ، و المقاصد النحويّة فى شرح شواهد شروح الألفيّة ، عينىّ ، 2 / 289 و حسن الصحابة فى شرح أشعار